از غم بی کسی ات حوصله سر میآید
دست و پا می زني و خون بـه جگر میآید
در قدوم تـو سر انداختن و جان دادن
بـه خدا از مـن عاشق شده بر میآید
از غم بی کسی ات حوصله سر میآید
دست و پا می زني و خون بـه جگر میآید
در قدوم تـو سر انداختن و جان دادن
بـه خدا از مـن عاشق شده بر میآید