در این نوشته، مجموعه ای از اشعار کودکانه کوتاه و بلند روز پدر را همراه با عکس های کودکانه برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. امیدواریم که مورد توجه و استفاده شما قرار گیرد. اگر به دنبال یک شعر کودکانه به مناسبت 13 رجب و روز پدر هستید، تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.
سیزده ماه رجب
شمع و گل و شاپرک
بابای خوب و نازم
عزیز و دلنوازم
تو نعمت خدایی
تو خوب و با وفایی
خدا ترا نگهدار
که میروی سر کار
قرآن پاک و روشن
گفته است از تو با من
حرف ترا دهم گوش
دعا دارم خدا جون
شب که میاد به خونه
با لبی شاد و خندون
روزت مبارک باشه
ای کودک مهربون
بگو مبارک باشه
پاشو باز دنیا رو ببین
اگه بارون و نم نمه
خنده ی بابا
خنده های او
روز پدر بابا جون، بازم رسیده از راه
روز قشنگ بابا، بزرگ مرد دنیا
سیزده ماه رجب، امام اول ما
آمده است به دنیا، امام و دوست خدا
میاد دوباره روز
جشن گل و ستاره
روز پدر می رسه
شاد میشه بابای من
تا می شود خورشید بیدار
سر می کشد در خانه ما
بابای خوبم
خونه که میاد
بازم رسیده از راه
روز قشنگ بابا
روز تولد علی
بزرگ مرد دنیا
سیزده ماه رجب
امام اول ما
آمده است به دنیا
امام و دوست خدا
نی نیِ من، نی نی طلاست
گل بشه، پروانه میشم
روز پدر بابا جون، بازم رسیده از راه
روز قشنگ بابا، بزرگ مرد دنیا
سیزده ماه رجب، امام اول ما
آمده است به دنیا، امام و دوست خدا
ای فدای روی همچون ماه تو
گشته ام من واله و شیدای تو
گر تو می بینی که شعری گفته ام
دوست دارم پا گذارم جای تو
چشم و چراغ خونه
بابام که مهربونه
دوباره اومد از راه
عید علی اعلا
من و ماه و ستاره
دلامون بی قراره
صدای بابا
شادی ما رو
می رسد به گوش من یک صدای آشنا
شادمانه می کشم چفت را ز پشت در
قهرمانِ زندگیِ من
یه قهرمانِ نامی
تو کُلِ کهکشانِ
وقتی که بابا
ما می ریم دورش
بابا آمد
تق تق تق بر در زد
بابا از بیرون آمد
رفتم در را وا کردم
شادی را پیدا کردم
شعر از : مصطفی رحمان دوست
پدر و مادر مهربون
کار می کنید از دل جون
صبح که میشه دوان دوان
می رید از خونه ها بیرون
حسابی زحمت می کشید
می خواهم بگم به شما ها
از قول بچه هایتون
پدر و مادر مهربون
کار می کنید از دل جون
صبح که میشه دوان دوان
می رید از خونه ها بیرون
حسابی زحمت می کشید
می خواهم بگم به شما ها
از قول بچه هایتون
همیشه خورشید بمونید
تو آسمون خونمون
همیشه خورشید بمونید
تو آسمون خونمون
پدرم گفت: « برو» گفتم: چشم»
مادرم گفت: «بیا» گفتم: «چشم»
مادرم شاد شد از رفتارم
خنده بر روی پدر آوردم
مثل یک صبح بهار
مادرم دشت گل است
