گروه سینما و تلویزیون: دانکرک را روی پردهی آیمکس دیدم، در ابعاد بزرگ، با صدای عالی، در بهترین شرایط و البته که با توقع بسیار. فیلمی است عظیم و جاهطلبانه که تلاش میکند با کنار هم چیدن جزییات یک موقعیت حماسی در اوایل جنگ جهانی دوم ما را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. مشخص است که تولید پرزحمتی داشته، بهخصوص با در نظر گرفتن اینکه کارگردان اصرار داشته کمتر از جلوههای ویژهی کامپیوتری استفاده کند و بخشی از وسایل و ادوات جنگی واقعی را وارد صحنه کرده است. و با در نظر گرفتن استفاده از دوربینهای پاناویژن و فیلمبرداری با نگاتیو هفتاد میلیمتری. و با در نظر گرفتن باند صدای دقیق و کارشدهی فیلم و باند موسیقی پیوستهاش که تقریباً کل زمان فیلم را شامل میشود.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از آی سینما، و با در نظر گرفتن بسیاری از دیگر ملاحظات فنی ـ تکنیکی متمایز و قابل اعتنا. اینها همه «روی کاغذ» تأثیرگذار و قابل تحسین به نظر میرسد. اما من هنوز عادت دارم مثل کودکی که قرار است جادوی سینما را کشف کند، اینها را بگذارم پشت در تا راه را برای تاثیرگذاری بکر و بدوی هر فیلم تازه باز بگذارم. رفتم توی سالن، نشستم روی صندلی و به پرده چشم دوختم تا ببینم فارغ از همهی اینها، در دنیای فیلم چه خبر است. و راستش هرچه تا آخرین دقایق منتظر ماندم، دنیایی اطرافم شکل نگرفت و تا انتها تماشاگر «ایده»ها باقی ماندم. همیشه در معرض این خطا قرار داریم که «ایده»های به نتیجه نرسیدهی فیلمساز را در ذهن خودمان به نتیجه برسانیم و تحسین کنیم. همیشه این احتمال وجود دارد که دقت نکنیم داریم چیزهایی را توصیف میکنیم که روی پرده ندیدهایم بلکه فقط میدانیم فیلمساز تلاش کرده ما چنان چیزهایی را ببینیم. دلش میخواسته ببینیم.
