
اقتصاد۲۴– «سیاست نگاه به شرق» و «شرق گرایی»، سال هاست که به یکی از مفاهیم مهم و البته بعضا جنجالی در چهارچوب سیاست خارجی ایران تبدیل شده و دیدگاههای مختلفی در مورد آن مطرح میشود. در این راستا، برخی شرق گرایی صِرف را بدون موازنه کردن آن از طریق روابط با غرب، به ضرر منافع ملی ایران میدانند. در نقطه مقابل، عدهای از ناظران و تحلیلگران معتقدند که تهران باید در کنار قدرتهایی نظیر چین و روسیه، عملا در قالب یک بلوک در برابر غرب بایستد و تا جای ممکن در دل منازعات مختلف، منافع خود را نیز تامین کند.
با این همه، توجه مجدد به سیاست شرق گرایی در سیاست خارجی ایران، به طور خاص در مدت اخیر و پس از اوج گیری «جنگ اوکراین»، بار دیگر از سوی عدهای از جریانهای سیاسی و رسانهای کشورمان مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، برخی بر این باورند که این جنگ خود میتواند نقطه شروع احیای دوران جنگ سرد و قطبی گرای در جهان باشد و در همین منظومه، ایران عملا از طریق توسعه روابط با شرق، بایستی وارد منازعات جدی با جهان غرب به رهبری آمریکا شود.
در عین حال، برخی منتقدان نسبت به کارآمدیِ سیاست شرق گرایی مشکوک هستند و بر این باورند که اتخاذ این سیاست میتواند نوعی هزینه کردن منافعِ ایران در راستای منافع کلانِ قدرتهای شرقی نظیر چین و روسیه باشد. البته که عدهای نیز بر این باورند که باید از ظرفیتهای توسعه روابط با شرق و غرب، بواسطه موازنه گرایی، در راستای منافع ایران نهایت استفاده را برد.
