گروه اقتصادی: «ایران سالها است در دام اقتصاد نفتی افتاده؛ درحالی که این کالا دیگر نمیتواند برای کشور درآمدزا باشد؛ از این رو نیاز است ریل اقتصاد تغییر کند و به سوی میدان دادن به بخشخصوصی پیش برود. تا زمانی که نسبت به این تغییر، نگاه جدی در مجموعه حاکمیت ایجاد نشود، هیچ دولتی نمیتواند عملکرد موفقی داشته باشد. یکی از راهکارهای تحقق این هدف، ایجاد اتاق فکر در مجموعه دولت است.» آنچه خواندید بخشی از عقاید محسن جلالپور، رئیس سابق پارلمان بخشخصوصی بود. او معتقد است 5 دلیل تاریخی برای شکل نگرفتن بخشخصوصی در کشور وجود دارد: «نفت»، «نحوه حکمرانی»، «مسائل سیاسی و امنیتی»، «اقتصاد سیاسی و تقسیم منابع» و «مسائل فرهنگی.» بنابراین ضرورت وجود بخشخصوصی در این سالها حس نشده است. در مقابل، خصوصیها هم مورد انتقاد بسیاری از مقامات دولتی قرار گرفتهاند که جلالپور در بخش دیگری از سخنان خود، برخی از انتقادهای وارد شده به این بخش را میپذیرد. از جمله این موارد، نبود صدای واحد در بخشخصوصی است که جلالپور آن را در نتییه اقتصاد کشور قرار داشته است. چرا؟
به پنج دلیل تاریخی بخشخصوصی در ایران شکل نگرفته است. دلیل اول نفت است که باعث شده دولت از نقشآفرینی بخشخصوصی بینیاز باشد. دلیل دوم به نحوه حکمرانی در کشور برمیگردد. دلیل سوم سیاسی و امنیتی است. دلیل چهارم ریشه در اقتصاد سیاسی و تقسیم منابع دارد و دلیل پنجم هم فرهنگی است. خلاصه بگویم؛ نفت باعث بینیازی دولتها به بخشخصوصی شده و بهدلیل سازوکارهای نامناسب حکمرانی، بخشخصوصی عملا مجال رشد پیدا نکرده است. حکومتها نیز در ایران همواره از قدرت گرفتن بخشخصوصی هراس داشتهاند و ترجیحشان این بوده که بخشخصوصی وابستهای را شکل و سازمان بدهند و در نهایت اینکه مردم نیز در سالهای متمادی، به دلایل مختلف، چشم امید به دولت داشته و دارند. به این ترتیب هر سیاستگذاری برای اینکه بخشخصوصی بزرگتر شود، عملا به محدودتر شدن این بخش ختم شده است. مثلا اصل 44 در ایران بازنگری شد تا بخشخصوصی آزادانهتر فعالیت کند؛ اما دیدیم که عملا به سود این بخش تمام نشد یا خصوصیسازی که عملا به زیان بخشخصوصی تمام شد و بخش شبه دولتی را فربهتر کرد.
