۰۶:۱۵
در مقالات پیشین یادآور شدیم با تحول مفهوم سلامت، بیمار از عنصری منفعل، تبدیل به فردی با فعلیت و مطالبات جدید شده است. در روند درمان بیماری، مشرعیتبخشی به فردیت بیمار، چالشهای نوینی برای پزشکی به وجود آورده که آن را از فن حیاتدهنده به اقدامی تقریبی و توأم به خطر نسبت به سلامت تبدیل کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ایرج سبحانی-پزشک: در مقالات پیشین یادآور شدیم با تحول مفهوم سلامت، بیمار از عنصری منفعل، تبدیل به فردی با فعلیت و مطالبات جدید شده است. در روند درمان بیماری، مشرعیتبخشی به فردیت بیمار، چالشهای نوینی برای پزشکی به وجود آورده که آن را از فن حیاتدهنده به اقدامی تقریبی و توأم به خطر نسبت به سلامت تبدیل کرده است. این تحول متناقض، در مثالهایی درگیر با این پارادوکس منعکس هستند: داروهایی با عوارض جانبی دستکم گرفتهشده مانند داروی ضددیابتى که خود موجد بیماری قلبی میشود، وابستگی به آنتیبیوتیکها که نشان میدهد استفاده بیرویه از آنتیبیوتیک خود عامل رشد میکروب مقاوم میشود، آثار نامطلوب فناوریهایی که به اندازه کافی ارزیابی نشدهاند که پس از درمان، خود مبحث بیماری جدیدی را میآفرینند و… . این امر رابطه پیچیدهای میان بیمار با خطر(ها) ایجاد میکند که در آن خودِ علم پزشکی به موضوع نظارت، بحث و احتیاط در بند احتمالات تبدیل میشود. اهمیت دیگر این پارادوکس در این است که نگاه پزشکی را هم دگرگون میکند: همراه با اوجگیری بیمار به عنوان سوژه اخلاقی، معصومیت سیستم درمان نیز از دست میرود. پزشکان پی میبرند که در ذهنیت شهروند، سیستمی که در آن شناور هستند و از آن امرار معاش میکنند، از این پس بر دو پایه استوار است؛ هم منشأ نجات و هم منشأ تهدید. به این ترتیب، سده بیستویکم با پویایی دوگانهای مشخص میشود: شخصیسازی فزاینده روشهای پزشکی و ذهنیتیافتگی هرچه بیشتر سلامت، بهویژه حول مسائل مربوط به انتخاب سبک زندگی، شروع (باروری) یا پایان زندگی (مرگ). یکباره نوعى مشروعیتیزدایی تدریجی و ناتوانی در مهار واقعی ناهنجاری سلامت با ملاحظات اخلاقی، سیاسی و وجودی رخ میدهد که توسط روایتهای فردی (بعضا استوار بر توهم) و ارزشهای جمعی (بعضا متأثر از پوپولیسم یا الگوهای وارداتی از خارج) شکل میگیرد. بدن تحت تأثیر همزمان نوآوریهای زیستشناسی و پزشکی (ژنومیک، میکروبیوم و هوش مصنوعی) و مطالبات جدید درباره باروری یا دوران پایان زندگی یا حق خودتعیینگری و خودخواستگی، به یک داده، یک انتخاب و یک قلمرو اخلاقی بدل میشود.
ذهنیتها، فناوریهای علمی و بازتعریف هنجارها
در آستانه سده بیستویکم، سلامت به فضایی برای بازترکیب بیسابقه میان علم، اخلاق، بازار (مصرف کالای درمان) و ذهنیت تبدیل میشود. سلامت فراتر از آنکه خود را به درمان بیماریها محدود کند، اینک به قلمروهای حریم خصوصی، هویت، عملکرد و انتخاب وارد میشود. این تحول بهرهمند از فناوری بیسابقهای، اما در عین حال با سرخوردگی اخلاقی، تغذیهشده از جنجالها و خطرها و سودجویی سیستمی همراه میشود. مطالبات فردی مبتنی بر دقت هرچه بیشتر و خطر هرچه کمتر، عرصه تقابل جمعی بر سر معنای «بهزیستی» را در مواجهه با عدم قطعیت هنجارها و اوجگیری صدای عامه مردم قرار داده است. بهعلاوه، بخش بارزی از هزینه اقتصادی این کشمکش، با وجود سیستم بیمه، بر دوش فرد است.
