۱۵ شهریور ۱۴۰۵ – ۱۷:۱۱
واقعا دیگر نمی شود از خداداد عزیزی چیزی نوشت. یک بار، دو بار ، سه بار. واقعا دیگر ما و امثال ما باید حیا کنیم و آبروداری! اگر نه یکی مثل خداداد تکلیفش با خودش مشخص است.این ما هستیم که باید حجب و حیا به خرج بدهیم، باید عذرخواهی کنیم و باید حسابی حواس مان جمع باشد که رو در روی یکی مثل خداداد قرار نگیریم.
مگر می شود چشم را بست و دهان را باز کرد؟ برادر من در یادداشت های قبلی هم نوشته بودم، یک گل، فقط همان یک گل ماندگار و تاریخی را به استرالیا زدی و هنوز هم که هنوز است داری نانش را می خوری؛ اصلا مشکل دقیفا از همان جا و از همان گل شروع شد، جایی که یکی مثل خداداد تصور کرد افتخارات گذشته برای هر نوع ادبیاتی در امروز مجوز صادر میکند.
نمی خواهم یک طرفه به قاضی بروم و خداداد را سینه دیوار قرار بدهم اما این بازیکن قدیمی اگر منتقد عالیشاه، پرسپولیس، تراکتور یا هر فرد و تیم دیگری است، حق دارد نظرش را بگوید. حتی میتواند تندترین نقدها را مطرح کند. اما تندی با بی ادبی هرگز یکی نیست.نقد می تواند صریح باشد اما محترمانه.وقتی عفت کلام کنار گذاشته می شود دیگر نه بحث ورزش باقی می ماند و نه بحث فوتبال.بحث تصویری است که خداداد در تمام این سال ها از خودش ساخته و دارد آن را به جامعه نشان می دهد.
