شب نهم محرم ، رازِ سترگ وجود حضرت عباس(ع) آن سری که در کربلا با بِنَفسی اَنت آشکار شد

حضرت عباس علیه‌السلام در یاری امام زمانش به مقامی رسید که امام حسین علیه‌السلام وقتی با پیکر بی‌دست و پر از جراحت او که از روی اسب سقوط کرده بود، رسید، بلند گریه کرد، او را در آغوش گرفت و فرمود: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی» یعنی «اکنون کمر من شکست و چاره‌ام کم شد.»
عزاداری حسینی
حضرت عباس علیه‌السلام در یاری امام زمانش به مقامی رسید که امام حسین علیه‌السلام وقتی با پیکر بی‌دست و پر از جراحت او که از روی اسب سقوط کرده بود، رسید، بلند گریه کرد، او را در آغوش گرفت و فرمود: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی» یعنی «اکنون کمر من شکست و چاره‌ام کم شد.»

به گزارش خبرگزاری آنا،  لیلا اسدی وکیل پایه یک دادگستری،  سؤال این است چرا حسین (ع) تنها عباس بن علی (ع) را به مقام «پیشکار» خود برگزید؟ این منصب، صرفاً یک عنوان ساده نیست بلکه جایگاهی بی‌نظیر، فرماندهی مطلق و پلی استوار میان رهبر و امت. اما راز این انتخاب چه بود؟

در این یادداشت، قصد داریم پرده از این راز بزرگ برداریم و ببینیم چه ویژگی‌های منحصر به فردی عباس (ع) را به این مقام سترگ رساند. آنچه در ادامه می‌خوانید، دریچه‌ای است به عمق معنویت و رازهای نهفته‌ای که تنها با تأملی ژرف، گشوده می‌شوند.

سفری متفاوت و پررمز و راز در مسیر شناخت شخصیتی بی‌نظیر، که هر لحظه‌اش شما را شگفت‌زده خواهد کرد. به این پرسش بنگرید: چرا امام و مولای ما، در آن مهلکه‌ای که حضرت عباس (ع) به میدان می‌شتابد، با تأکیدی بی‌نظیر می‌فرماید: «بنفسی انت» [جانم به فدای تو]؟ این عبارت از زبان امام، ما را به مقام رفیع و سترگ علمداری رهنمون می‌سازد؛ مقامی که در آن، جز اراده امام، هیچ چیز بر خود ترجیح داده نمی‌شد. عباس (ع) در ایمان و ولایت‌پذیری نسبت به امام خود، استوار و پابرجا بود؛ نه تنها همچون مستودعی، بلکه همچون دریایی ژرف و بی‌کران.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *