
برشی از خاطرات یک ناخدا؛
شبی که پیکان تاریخ نیروی دریایی را نوشت
سالها پیش امنیت خلیج فارس را با جان خود حفظ کردند. بخشی از این حماسه در کتاب راز مروارید؛ ناوچه پیکان در عملیات مروارید ثبت شده؛ خاطرات ناخدا دوم سعید کیوان شکوهی، از طراحان عملیات مروارید که روایتش، خواننده را به قلب نبردهای سرنوشتساز نیروی دریایی ارتش میبرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «وقتی موشک اول به سمتم شلیک شد، فقط به خودم گفتم: “یخ نزن، سر جایت بنشین، عضلاتت در اختیار خودت باشد، به موشک زل نزن، یک کاری بکن.” اما توان حرکت نداشتم؛ مغزم هنگ کرده بود و دچار فلج ذهنی و عضلانی شده بودم؛ درست مثل زمانی که بختک روی آدم میافتد.» ناخدا سعید کیوان شکوهی این لحظه را یکی از مهمترین درسهای جنگ میداند؛ تجربهای که به باور او هر رزمندهای در نخستین مواجهه با مرگ آن را لمس میکند. اندکی بعد، او از شهید محمد همتی میخواهد تنها چند ثانیه فرصت بدهد تا شلیک موشک هارپون را با چشم خود ببیند. همتی میپذیرد. «موشک غرشکنان ناوچه را ترک کرد و ناوچه دوم دشمن روی صفحه رادار متوقف شد. ناوچه سوم آنقدر هراسان گریخت که انگار دو پای دیگر هم قرض کرده بود تا هرچه زودتر به ساحل برسد.» به روایت شکوهی، ناوچه پیکان مأموریت خود را با موفقیت انجام داده بود؛ روایتی که تنها گوشهای از حماسهای است که بعدها با نام عملیات مروارید در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.
