
بنابر دادههای به دست آمده میزانِ افتوخیزها در دمای تابشِ پسزمینهی کیهانی، در دو سوی آسمان متفاوت است. این به معنای آن است که این تابش و بنابراین سرتاسرِ کیهان در بزرگ مقیاس، همسانگرد نیست. کیهانشناسان برای توجیهِ این ناهمسان گردی، میدانِ کوانتومیِ دیگری به نظریهی تورمی افزودهاند که افت و خیزهایی ناهمسان گرد در چگالیِ مادهی کیهانی ایجاد میکند و همین ناهمسانگردی در چگالی، به ناهمسانگردی در تابش پس زمینهی کیهانی میانجامد. وجود چنین میدان کوانتومی ای سبب میشود که کیهان در مقیاسِ بزرگ، همچون زین اسب دارای اندکی خمشِ منفی باشد. این در حالی است که بنابر باورِ رایج، کیهان تخت است.
اندازهگیریهای نخستین دربارهی تابشِ پسزمینهی کیهانی ( CMB) توسطِ کاوشگرِ ناهمسان گردی در امواجِ میکروی ناسا با نامِ ویلکینسون (NASA’s Wilkinson Microwave Anisotropy Probe) انجام میگرفت. دقتِ این اندازهگیریها در مقیاسِ بزرگ، نخستین نشانهها از نبودِ همسان گردی در تابشِ پس زمینهی کیهانی را در سالِ 2004 فراهم آورد. هنگامی که فضاپیمای پلانک از آژانسِ هواییِ اروپا، جانشینِ کاوشگرِ ناسا شد بسیاری از کارشناسان کنجکاو بودند که آیا این یافتهها دربارهی ناهمسان گرد بودنِ تابشِ پس زمینهی کیهانی، خطایی سامانهای است به این معنی که کاوشگرِ اروپایی که دقتِ آن بیشتر از کاوشگرِ ناساست، پس از نقشهبرداری از تابشِ پسزمینهی کیهانی این خطا را تصحیح خواهد کرد یا خیر. اما یافتههای بهدست آمده از کاوشگرِ پلانک که در ابتدای امسال انتشار یافت نیز این ناهمسان گردی را تایید کرد.
