شاهی که ادعای پیامبری داشت

محمدرضا پهلوی در حالی جلو دوربین خبرنگار ایتالیایی ادعا می‌کرد برای یک «مأموریت الهی» برگزیده شده که حتی پدرش رضاخان هم این ادعاها را به ریشخند می‌گرفت.

۱۱:۱۵ ۰۱ شهريور ۱۴۰۵

محمدرضا پهلوی در حالی جلو دوربین خبرنگار ایتالیایی ادعا می‌کرد برای یک «مأموریت الهی» برگزیده شده که حتی پدرش رضاخان هم این ادعاها را به ریشخند می‌گرفت.

باشگاه خبرنگاران جوان – محمدرضا پهلوی در حالی جلو دوربین خبرنگار ایتالیایی ادعا می‌کرد از کودکی با پیامبران در ارتباط است و برای یک «مأموریت الهی» برگزیده شده که حتی پدرش رضاخان هم این ادعاها را به ریشخند می‌گرفت؛ شاهی که خود را نظرکرده آسمان می‌دانست، اما در زمین سیاست‌هایی را پیش برد که صدای دیپلمات‌های ارشد غربی را هم از حجم بی‌حرمتی به باورهای دینی مردم درآورد.

«نیرویی که دیگران نمی‌بینند مرا همراهی می‌کند؛ من پیام‌های مذهبی دریافت می‌کنم.» این جملات محمدرضا پهلوی در گفت‌و‌گو با اوریانا فالاچی، روزنامه‌نگار سرشناس ایتالیایی، پرده از پارادوکس عمیق حکومتی برداشت که از یک‌سو ادعای برخوردار بودن از الهامات الهی و نظرکرده بودن داشت و از سوی دیگر، شتابان به سمت زدودن نشانه‌های دینی و گسست از سنت‌های جامعه حرکت می‌کرد؛ گسستی که در نهایت به یکی از اصلی‌ترین عوامل فروپاشی آن بدل شد.

ارتباط شاه با مقوله دین، ترکیبی عجیب از ادعا‌های شبه‌عرفانی و در عین حال تضعیف نهاد‌های سنتی بود. او در همان مصاحبه مشهور با فالاچی صریحاً گفت: «شاهی که نباید درباره آنچه می‌گوید و آنچه می‌کند به کسی حساب پس بدهد، اجباراً خیلی تنها است. با وجود این من به کلی هم تنها نیستم، زیرا نیرویی عرفانی مرا همراهی می‌کند… من به خدا باور دارم و همواره گفته‌ام که اگر هم خدا وجود نمی‌داشت باید اختراعش می‌کردیم.»

منبع  : باشگاه خبرنگاران جوان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *