شاهنامه مهم‌ترین منابع «مقاومت شناختی»/ شاهنامه سامانه ‌بازتولید ‌هویت

علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به بررسی شاهنامه و نقش آن در مقاومت ایرانیان پرداخته است.

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۰:۱۸
شاهنامه مهم‌ترین منابع «مقاومت شناختی»/ شاهنامه سامانه ‌بازتولید ‌هویت

یادداشت؛

شاهنامه مهم‌ترین منابع «مقاومت شناختی»/ شاهنامه سامانه ‌بازتولید ‌هویت

علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به بررسی شاهنامه و نقش آن در مقاومت ایرانیان پرداخته است.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: شاهنامه فردوسی در مقاومت‌شناختی ایرانیان در طول تاریخ نقش مهمی داشته است. به بیان دیگر، شاهنامه را می‌توان یکی از مهم‌ترین منابع «مقاومت شناختی» در تاریخ فرهنگ ایرانی دانست؛ زیرا این اثر تنها یک متن ادبی یا تاریخی نیست، بلکه سامانه‌ای برای حفظ هویت، حافظه جمعی و الگوهای معنابخش در برابر سلطه فرهنگی و فروپاشی ذهنی است. فردوسی در دوره‌ای که زبان و هویت ایرانی زیر فشار سیاسی و فرهنگی قرار داشت با بازسازی اسطوره‌ها، قهرمانان و روایت‌های تاریخی، نوعی پایداری شناختی ایجاد کرد؛ یعنی جامعه را از فراموشی خویشتن نجات داد و چارچوبی برای فهم «ما که هستیم» ارائه کرد.

در مقاومت شناختی، مهم‌ترین مسئله کنترل ادراک، حافظه و معناست. شاهنامه دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند: این اثر با بازآفرینی مفاهیمی مانند داد، خرد، میهن، پهلوانی و ایستادگی در برابر ظلم، ذهن ایرانی را در برابر استحاله مقاوم می‌سازد. برای مثال، شخصیت‌هایی چون رستم یا سیاوش صرفاً قهرمان داستانی نیستند؛ بلکه الگوهای شناختیِ مقاومت‌اند. سیاوش، نماد پاکی و مظلومیت مقاوم است و رستم نماد قدرت همراه با مسئولیت تاریخی. این الگوها در حافظه فرهنگی تکرار می‌شوند و نوعی «ایمنی‌معنایی» تولید می‌کنند.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *