۲۲ فروردین ۱۴۰۵ – ۱۸:۴۸

شاهسواری در بهمن از «هر قطره خون ایرانی» و حفظ خانه وطن دم میزد، اما حالا که موشکهای آمریکا و اسرائیل بر سر ایران میبارند، سکوت مطلق اختیار کرده است.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق – در نشست خبری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، منوچهر شاهسواری، دبیر این رویداد سینمایی، با حرارتی مثالزدنی از «ایرانیدوستی» سخن گفت. او جشنواره را «رویداد ملی» خواند، بر همبستگی هنرمندان با مردم تأکید کرد و جملهای بهیادماندنی بر زبان آورد: «هر قطره خون ایرانی درد سنگینی است، ولی باید زندگی کرد و خانه و وطن را حفظ کرد. » برای او، سینما نه فقط هنر، بلکه خانهای بود که باید از آن دفاع کرد. او از فشارها بر فیلمسازان گفت، از غیبت را بیفایده دانست و بارها بر لزوم ایستادن در کنار ملت و حفظ هویت ایرانی پافشاری ورزید. این سخنان در فضایی پر از هیجان ملی مطرح شد؛ جایی که فجر قرار بود نماد مقاومت فرهنگی و وحدت ملی باشد. اما اکنون، بیش از یک ماه از آغاز حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به خاک ایران (۹ اسفند ۱۴۰۴) گذشته و از آن دبیر پرشوران اصلی جوایز، به ویژه در بخشهای مهم سیمرغ بلورین، یا در مراسم حضور نداشتند یا به دلایل مختلف غایب بودند. مراسمی که قرار بود نماد وحدت و مقاومت فرهنگی باشد، به یک مراسم تشریفاتی خالی از چهرههای واقعی و متعهد تبدیل شد. این غیبتها، در ترکیب با سکوت دبیر، جشنواره فجر را از یک رویداد ملی به یک نمایش صوری تقلیل داد. وقتی حتی متولیان اصلی فرهنگ در بزنگاه تاریخی موضع شایستهای نمیگیرند، چگونه میتوان از مردم عادی انتظار همبستگی و مقاومت داشت؟ سکوت شاهسواری در این شرایط، نه تنها تناقض حرف و عمل او را آشکار ساخت، بلکه اعتماد عمومی به نهاد جشنواره را نیز به چالش کشید. ایرانیدوستی اگر مشروط به شرایط آرام و بدون هزینه باشد، دیگر دوستی نیست؛ یک شعار موقتی و فرصتطلبانه است.
