شام غریبان مقر شهید مالکی مزین به خنچه حضرت قاسم (ع) شد 

یادم است مردم شوشتر خیلی از دسته‌های عزاداری رزمنده‌ها استقبال می‌کردند و برخی با اشک به تماشای ما می‌ایستادند و برخی هم با سینه‌زدن ما را همراهی می‌کردند. بچه‌ها اغلب شال‌های مشکی روی دوش می‌انداختند که جلوه خاصی به دسته می‌داد. مردم هم در پذیرایی از دسته رزمنده‌ها سنگ تمام می‌گذاشتند

یادم است مردم شوشتر خیلی از دسته‌های عزاداری رزمنده‌ها استقبال می‌کردند و برخی با اشک به تماشای ما می‌ایستادند و برخی هم با سینه‌زدن ما را همراهی می‌کردند. بچه‌ها اغلب شال‌های مشکی روی دوش می‌انداختند که جلوه خاصی به دسته می‌داد. مردم هم در پذیرایی از دسته رزمنده‌ها سنگ تمام می‌گذاشتند

جوان آنلاین: عباسعلی سعیدی‌پور یکی از رزمندگان دفاع مقدس است که در بخشی از حضورش در جبهه‌های جنگ، در واحد تبلیغات حضور داشت و بنا به مسئولیت و البته علاقه‌ای که داشت، در برگزاری عزاداری محرم برای رزمندگان فعال بود. او سه سال بعد از پایان دفاع مقدس برای مأموریت مستشاری به سوریه رفت و اتفاقاً آن چند ماه نیز مصادف با ماه محرم شد و آنجا نیز همراه رزمندگانی که حضور داشتند، مراسم عزای آقا امام حسین (ع) را برگزار کردند. در حالی که هنوز در ماه محرم قرار داریم، گفت‌وگوی ما با این رزمنده دفاع مقدس را پیش‌رو دارید. 

اولین محرمی که در جبهه بودید مربوط به چه سالی می‌شود؟
سال ۱۳۶۱ در لشکر نجف و گردان پیاده بودم که ماه محرم فرا رسید. دو سال از جنگ گذشته و برنامه عزاداری لشکر به روال افتاده بود. گردان در محوطه خودشان از این چادر به آن چادر و از این گردان به آن گردان می‌رفتند و برنامه‌هایی داشتند. در اردوگاهی که مستقر بودیم بچه‌ها به چند دسته تقسیم می‌شدند و هر دسته‌ای مراسمی برگزار می‌کرد. چون مقر ما نزدیک شهر شوشتر بود، بچه‌ها به شهر هم می‌رفتند و آنجا در یک مسجد جمع می‌شدند و عزاداری می‌کردند. برنامه عزاداری در شوشتر به این ترتیب بود که خودرو‌ها ما را به داخل شهر می‌بردند و در میدانی پیاده‌مان می‌کردند. وقتی همه بچه‌ها آنجا جمع می‌شدند به صورت دسته به مسجدی می‌رفتیم که قرار بود مراسم اصلی آنجا برگزار شود. 

در حال و هوای دفاع مقدس، چه شعر‌ها و نوحه‌هایی بیشتر خوانده می‌شد؟ 
چون در بحبوحه جنگ بودیم و نیاز به تقویت روحیه نیرو‌ها بود، در کنار اشعار مرسوم ماه محرم، اشعاری هم که حالت حماسی داشتند خوانده می‌شد. محرم در دفاع مقدس یک حال و هوای دیگری داشت. 

برخورد مردم با دسته عزاداری رزمنده‌ها چطور بود؟
یادم است مردم شوشتر خیلی از دسته‌های عزاداری رزمنده‌ها استقبال می‌کردند و برخی با اشک به تماشای ما می‌ایستادند و برخی هم با سینه زدن ما را همراهی می‌کردند. بچه‌ها اغلب شال‌های مشکی روی دوش می‌انداختند که جلوه خاصی به دسته می‌داد. مردم هم در پذیرایی از دسته رزمنده‌ها سنگ تمام می‌گذاشتند. مردم شوشتر اغلب عرب زبان بودند و دم خانه‌شان می‌ایستادند و با اصرار از ما می‌خواستند به منزل‌شان برویم و پذیرایی شویم. چون نظامی بودیم، مسئولان به خاطر رعایت مسائل امنیتی اجازه نمی‌دادند به خانه اهالی برویم، اما با اصرار ما فرمانده‌مان اجازه داد و بار بعدی که به شوشتر رفتیم، میهمان خانه یکی از اهالی شهر شدیم. به قدری از ما که عزاداران امام حسین (ع) بودیم پذیرایی شایانی کردند که هنوز در ذهنم باقی مانده است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *