شاعری که هرگز نا امید نمی شد

مراسم خاکسپاری جواد مجابی، نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد ادبی و هنری، ظهر چهارشنبه از مقابل خانه او در کوی نویسندگان آغاز شد و ساعاتی بعد پیکر او در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. خانواده‌اش انتخاب کردند تا جواد مجابی در کنار مزار احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به آرامش ابدی برسد.

۰۶:۰۰

مراسم خاکسپاری جواد مجابی، نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد ادبی و هنری، ظهر چهارشنبه از مقابل خانه او در کوی نویسندگان آغاز شد و ساعاتی بعد پیکر او در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. خانواده‌اش انتخاب کردند تا جواد مجابی در کنار مزار احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به آرامش ابدی برسد.

مراسم خاکسپاری جواد مجابی، نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد ادبی و هنری، ظهر چهارشنبه از مقابل خانه او در کوی نویسندگان آغاز شد و ساعاتی بعد پیکر او در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. خانواده‌اش انتخاب کردند تا جواد مجابی در کنار مزار احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به آرامش ابدی برسد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مراسم خاکسپاری جواد مجابی، نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد ادبی و هنری، ظهر چهارشنبه از مقابل خانه او در کوی نویسندگان آغاز شد و ساعاتی بعد پیکر او در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. خانواده‌اش انتخاب کردند تا جواد مجابی در کنار مزار احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به آرامش ابدی برسد. در مراسم بدرقه پیکر مجابی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و دوستان و دوستداران او حضور داشتند و نویسندگان نامی‌ای همچون محمود دولت‌آبادی، امیرحسن چهلتن، رضا سرور، ناستین جوادی (همسر جواد مجابی) و پوپک مجابی (دختر او) سخن گفتند و از سال‌ها فعالیت و نقش او در ادبیات و هنر معاصر ایران یاد کردند. یغما گلرویی هم شعری درباره او خواند. نام‌های متعددی برای تشییع و خاکسپاری او آمده بودند و قرار نیست دیگر برنامه‌ای برگزار شود و دوستان و یاران می‌توانند تا هفت روز به دیدار بازماندگان در خانه او بروند. در لحظات اولیه مراسم، امیرحسن چهلتن‌ ضمن عرض تسلیت به دوستان و دوستداران ادبیات و خانواده این نویسنده گفت: «آشنایی ما به بیش از 

۵۰ سال پیش برمی‌گردد؛ زمانی که من بسیار جوان بودم و این شانس را داشتم که با چهره‌های ادبی حشر و نشر داشته باشم. ممکن بود میان دیدارهای ما ماه‌ها فاصله بیفتد و گاهی نیز به اقتضای شرایط، هفته‌ای دو بار یکدیگر را ببینیم؛ به‌خصوص زمانی که هر دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان بودیم. در این مدت طولانی، دیدارهای بسیاری داشتیم، گپ‌وگفت‌های متعدد و خاطرات زیادی شکل گرفت». چهلتن سپس به مرور خاطرات خود با جواد مجابی در ماجراهایی همچون اتوبوس ارمنستان ‌و قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پرداخت.

رضا سرور متنی درباره جواد مجابی خواند. او گفت: «مجابی مردی بود که هرگز ناامید نمی‌شد، هرگز نمی‌رنجید و هرگز به شما اخم نمی‌کرد. کوچک‌ترین موفقیت شما را ستایش می‌کرد و به اطرافیانش قوت قلب و اعتماد می‌داد». پوریا عالمی به نکته مهمی اشاره کرد و گفت که در این چند روز به امکانی فکر می‌کرده که جواد مجابی و ناستین (همسر مجابی) برای ادبیات ایجاد کردند و به تبدیل‌کردن ادبیات به زندگی. سپس ناستین جوادی، همسر جواد مجابی، در این مراسم گفت: «به فرهنگیان بزرگی که امروز در خانه فرهنگی کوچک ما جمع شده‌اند، خوشامد می‌گویم. ای تنهاتر از من، کجای جهان ایستاده‌ای؟ اینک و امروز رفیق روشنفکر ما، شاعر میهن زخمی ما، تصویرگر دوران، جان ما، روزنامه‌نگار دوران جنون‌آمیز ما، سرپرست خانواده فرهنگی ما، همسر و پدرمان، ما را تنها گذاشته است، اما راه پایان نیافته است. خانواده فرهنگی او که طی ۵۰ سال بر نظم و هندسه‌ای مشخص بنیان نهاده شده، راهش را ادامه خواهد داد. دریغ و درد که درست در فرصت دستیابی به مهم‌ترین دغدغه زندگی‌اش که با شوق و هیجانی زایدالوصف شب و روزش یکی شده بود، آن موجود موذی مغز او را هدف گرفت و او نتوانست کار شگرفش را به پایان برساند». ناستین جوادی افزود: «اما دیدن سیل خودجوش و خروشان فرزندان نادیده‌مان که از عصر روز شنبه، ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، فضای مجازی را فروزان کرد، مهر تأییدی بود بر اینکه جواد مجابی مسیر درستی را پی نهاده و پیموده است. پرتو ستاره‌های روشن و درخشان از قلب کلمات و عکس‌ها زبانه کشید و به عیان دیدم که تکه‌های جان بی‌تاب شاعر در تک‌تک آنان سوگوار و هم‌پیوسته، جهان او را گسترش می‌دهند». همسر جواد مجابی در ادامه با اشاره به همراهی برخی از چهره‌های فرهنگی و ادبی در مدت بیماری او اظهار کرد: «اما سهم آن دسته از نامداران دیدنی که از روز ۱۲ اردیبهشت تاکنون همواره برای بهبود احوال ناخوش او و ما به یاری آمدند، قصه‌ای نامکرر و درازآهنگ است؛ قصه‌ای که نوشته خواهد آمد. روزها و سال‌هایی که متن‌های کهن را می‌خواندیم، شعر مانند همیشه راه را در دوران و روزگاران دشوار هموار می‌کرد. به دلیل عشق مجابی به شور پرشرر مولوی، شعری از او می‌خوانم: ای بی‌تو حرام زندگانی‌/ خود بی‌تو کدام زندگانی…».

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *