محمد علی پنجشنبه هر هفته در مراسم دعای کمیل در مسجد شرکت میکرد. دعای کمیل را قشنگ میخواند و گریه میکرد. من با خودم میگفتم این بچه با داشتن این سن و سال چی میببیند که ما متوجه آن نمیشویم. هر وقت که از مراسم دعای کمیل به منزل بر میگشت همه متوجه حال دگرگونش میشدند
جوان آنلاین: در طول دوران دفاعمقدس ۳۵ هزار شهید دانشآموز تقدیم شده است و عمده این دانشآموزان به صورت داوطلبانه به جبهههای جنگ میرفتند و به شهادت میرسیدند. برای ما که عادت کردهایم به دیدن تصاویر این شهدای نوجوان، شاید بهتر باشد تلنگری به خودمان بزنیم و بیشتر روی این موضوع فکر کنیم که چطور میشود یک نوجوان ۱۵ ساله به چنان بصیرتی دست مییابد که بر ترسها و بیمهای خود غلبه کرده و به دل آتش جنگ میرفت. شهید محمدعلی نیکوییوند یکی از همین شهدای نوجوان جنگ است که سال ۴۶ در شیراز متولد شد و ۱۵ سال بعد در ۲۳ آبان ۱۳۶۱ در عملیات محرم و منطقه جبهه عین خوش (دشت عباس) به شهادت رسید. روایتهای نرگس نیکوییوند خواهر این شهید نوجوان دفاعمقدس را که در گفتوگو با «جوان» بیان کرده است، پیشرو دارید.
شهید دشت عباس
خانواده ما چهارخواهر و سه پسربودند و شهید محمدعلی نیکویی وند فرزند چهارم خانواده بود. محمدعلی در اول اردیبهشت ۱۳۴۶ در شیراز متولد شد. پدرمان شغل آزاد داشت و مادرم هم خانهدار بود. ما یک خانواده فرهنگی داشتیم و خواهران شهید همه فرهنگی هستند و برادرهایم کارمند. خودم هم بازنشسته آموزش و پرورش هستم. محمدعلی زمانی که به شهادت رسید دانشآموز بود و سنش قد نداد که شغل خاصی برای خودش انتخاب کند. او در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ وقتی که نوجوانی ۱۵ ساله بود در جبهه عینخوش استان ایلام و در منطقه دشتعباس به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شازده مسجد حاج غنی
شهید محمد علی نیکوییوند از همان زمان کودکی اخلاقش با بچههای هم و سن و سال خودش بسیار متفاوت بود. با وجود اینکه سن کمی داشت دارای روحیه بزرگی بود و کارهای بسیار پختهای انجام میداد. بچه بسیار مهربان و خوش اخلاقی بود و از همان زمان کودکی جذب مسجد محله شده بود. در سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی به مسجد محله ارگ کریمخان شیراز به نام مسجد حاج غنی که مربوط به دوره قاجار است میرفت و نمازهایش را آنجا به جماعت میخواند. در آن زمان آیتالله «زبر جد» پیشنماز این مسجد بودند و از بس محمدعلی را دوست داشت به او شازده میگفتند. چون همیشه محمدعلی در مسجد بود و نمازهای سهگانهاش را پشتسر ایشان میخواند.
شعارنویسی علیه منافقین
در اوایل انقلاب گروهک منافقین بسیار فعال بودند و علیه نظام اسلامی توطئه میکردند. بسیاری از عزیزان این مملکت را ترور کردند. برای همین محمدعلی با دوستانش گروهی تشکیل داده بودند تا با همکاری هم دیوارنویسی کنند و شعارهایی علیه منافقین روی دیوارها بنویسند. هدفشان این بود تا اعمال و چهره واقعی آنها را به مردم نشان دهند. همچنین قصدشان این بود که با نوشتن این شعارها از مظلومیت شهدایی مثل شهید دکتر بهشتی و یارانش دفاع کنند. برای همین در این رابطه برادرم با دوستانش بسیار فعال بودند.
