«شازده»؛ داستانی از سیدمهدی شجاعی درباره «اقازاده ها»/بعدا دانشگاه کاملا آزاد و اینها هم تاسیس کردیم که حتما در جریان هستید، از شما چه پنهان اولین دکترا را هم به خودمان دادیم…

اول از همه درس و مشتق را ول کردم. دیدم در این اوضاع و زمانه، کسی با درس و مشق بزرگ نمی‌شود. البته همه ماجرا هم دست خودم نبود. تا حدود زیادی مدرسه جوابم کرد. دیدند آنچنانکه باید و شاید درس و مشق و مدرسه و معلمین را تحویل نمی‌گیرم، به من گفتند که شما بیرون باشید بهتر است از اینکه داخل مدرسه باشید. پدر گفت: گور پدرشان، خودم یک مدرسه برات می‌خرم...
يكشنبه 24 اسفند 1393 11:22 ساعت
اول از همه درس و مشتق را ول کردم. دیدم در این اوضاع و زمانه، کسی با درس و مشق بزرگ نمی‌شود. البته همه ماجرا هم دست خودم نبود. تا حدود زیادی مدرسه جوابم کرد. دیدند آنچنانکه باید و شاید درس و مشق و مدرسه و معلمین را تحویل نمی‌گیرم، به من گفتند که شما بیرون باشید بهتر است از اینکه داخل مدرسه باشید. پدر گفت: گور پدرشان، خودم یک مدرسه برات می‌خرم…
گروه فرهنگی- رجانیوز: متن زیر داستانی است از «سیدمهدی شجاعی» با عنوان «شازده» که در دهه هفتاد و در مجموعه «سانتاماریا» به چاپ رسیده است. داستانی درباره «اقازاده ها» که خواندن و شنیدنش در این روزها خالی از لطف نیست:
 
جالب بود.
البته مواضع جناب شجاعی تو سال 88 هم خاطرمون هست….
جالب بود مهدی هاشمیه مگه نه
جشن رای دادگاهش را خواهد گرفت با ان رای صادر شده
بسیار عالی و در بهترین زمان مناسب منتشر شد. درود بر سربازان فرهیخته جبهه فرهنگی . درود بر نویسنده ارزشمند، برادر بصیر و آگاه سید مهدی شجاعی.

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *