
سینمای دفاع مقدس در ایران از معدود ژانرهایی است که میتوان گفت بیش از چهار دهه بهصورت مستمر حضور داشته و همواره بخشی از هویت سینمای پس از انقلاب را شکل داده است. از نخستین سالهای پس از جنگ تحمیلی، فیلمسازان ایرانی کوشیدهاند روایتهایی از جبهه، ایثار، شهادت و مقاومت را بر پرده سینما ثبت کنند؛ روایتهایی که در دهههای ابتدایی، عمدتاً بر عملیاتها، نبردهای میدانی و قهرمانان جمعی تمرکز داشتند. برای نمونه میتوان به فیلمهای «دیار عاشقان» در دومین دوره و «مهاجر» در هشتمین دوره جشنواره ملی فیلم فجر اشاره کرد. بیتردید این آثار در آن مقطع زمانی، به دلیل تازگی تجربه هشت سال دفاع مقدس، با استقبال ویژه مخاطبان روبهرو شدند.
با گذشت زمان و افزایش فاصله جامعه از سالهای جنگ، جشنواره ملی فیلم فجر شاهد آثاری بود که دچار تحول شده و تلاش میکردند خود را با روحیه نسل جوانی که تجربه مستقیمی از جنگ نداشت، همسو کنند. از دهه هشتاد به بعد، نگاه فیلمسازان بهتدریج از «جنگ بهعنوان یک واقعیت نظامی» به «جنگ بهعنوان یک تجربه انسانی» تغییر یافت؛ تغییری که به شکلگیری موجی از فیلمهای شخصیتمحور انجامید. آثاری که بهجای تمرکز صرف بر خط مقدم، به زندگی فردی رزمندگان، فرماندهان، خانوادهها و حتی پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ پرداختند.
در سالهای اخیر، بهویژه در جشنواره ملی فیلم فجر، این گرایش شخصیتمحور بیش از گذشته پررنگ شده است؛ برای مثال میتوان به فیلمهای «اشک هور» و «صیاد» که در چهلوسومین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمدند اشاره کرد؛ آثاری که با بازسازی مقاطع خاصی از زندگی شخصیتها و تمرکز بر تصمیمهای سرنوشتساز آنها، به یکی از قالبهای محبوب سینمای ایران تبدیل شدهاند.
