
در طول تاریخ، دولتها و حکومتها در سراسر جهان از سینما به عنوان ابزاری قدرتمند برای پیشبرد اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود بهره بردهاند. در آمریکا با بهرهگیری از ژانر وسترن، مفاهیمی همچون قانونپذیری و احترام به قانون را در جامعه نهادینه کردند.
در اروپا، پس از دو جنگ جهانی، سینما نقش مهمی در ترغیب مردم به تلاش و کوشش برای بازسازی کشورها و همچنین هلوکاست ایفا کرد.
اما در ایران، متاسفانه، این رویکرد سیستماتیک و هدفمند کمتر دیده میشود. در سال جاری، شاهد اکران دو فیلم با محوریت شهید علی هاشمی و سعید قهاری و همچنین ساخت سریال تلویزیونی بازهم درباره شهید علی هاشمی بودیم؛ هر سه اثر در اصل، یک پیام را منتقل میکردند که این امر، فرصتهای ارزشمندی را برای نمایش ابعاد مختلف زندگی این دو شهید بزرگوار و سیر تحول آنها از دست داد. عدم مدیریت صحیح این فرصت، پرسشهایی را در مورد برنامهریزی و هدفمندی در حوزه سینما مطرح میکند.
