
اقتصاد۲۴- بیتا محسنی – سال ۱۴۰۲ در حالی به ایستگاه پایانی خود رسید که شیرینی فروش هزار میلیاردی آن با زهرِ مرگ برخی از مهمترین چهرههای تاریخ سینمای ایران آغشته شد. قتل داریوش مهرجویی و مرگ بیتا فرهی و پایان نسل سحرانگیز «هامون» به عنوان یکی از شاخصترین آثار ژانر اجتماعی، همزمان با سالی شد که سینمای ایران، بیش از پیش از ارتباط با جامعه، جا ماند. همان جامعه و بُعد از زندگی خاکی که میبایست با هنر خاص و فرهنگ بهطور عام یا جامعهای که هنرمند در آن زندگی میکند مرتبط میبود.
حال سینما به عنوان هنر هفتم، تبدیل به دکانی صرفا برای فروش شده، از مفهوم ذاتی خود فاصله گرفته و در مسیر بیگانه شدن با جامعه و مضامین اجتماعی پیش میرود. امروز بُعد صنعتی سینما به ماهیت و رسالت سینما در ایران غالب شده و این هنر نیز برای بقا به دنبال درآمد میگردد. فروش هزار و ۱۴۷ میلیاردی سینمای ایران در سال ۱۴۰۲، به مدد اکران چند اثر کمدی، مصداقی بر این مدعا و اتفاق قابل توجهی است، اما تازه نیست، مسیری که مدیران سینمای ایران پس از پشت سر گذاشتن حوادث سیاسی و اجتماعی طی دو دهه اخیر، پیش گرفتند، پناه بردن به ژانر کمدی برای نجات بود.
به گزارش اقتصاد ۲۴ ، امروز، اما در آستانه فصلی تازه، نوشتن از بحران جدی سینمای ایران اجتنابناپذیر است. این در واقع باز کردن دفتر تازهای از تکانههای مالی و روانی بر پیکر نحیف سینمای این مرز و بوم است. با این حال، قاب آماری سینمای ایران در سال ۱۴۰۲، دادههایی اعجابانگیز دارد، دادههایی که به صورت رسمی و جامع، تنها میتوان در سامانه سمفا آنها را جستوجو کرد، سامانهای که پیشتر شائبه انحصارگری و پرفروشنمایی، در حوالی آن موج میزد.
