سید حسین عشق به سپاه و رهبری داشت

شهیدان رضا دریکوند، علیرضا سبزی‌پور و امیرحسین حسن‌پور از دوستان و همرزمان برادرم بودند که در این جنگ به شهادت رسیدند. در آن روز‌ها برادرم ما را به گلزار شهدای خرم‌آباد می‌برد و مزار دوستانش را نشان‌مان می‌داد. همزمان اگر خاطره‌ای از شهیدی داشت، برایمان تعریف می‌کرد. با شهید سبزی‌پور به کربلا رفته بودند

شهیدان رضا دریکوند، علیرضا سبزی‌پور و امیرحسین حسن‌پور از دوستان و همرزمان برادرم بودند که در این جنگ به شهادت رسیدند. در آن روز‌ها برادرم ما را به گلزار شهدای خرم‌آباد می‌برد و مزار دوستانش را نشان‌مان می‌داد. همزمان اگر خاطره‌ای از شهیدی داشت، برایمان تعریف می‌کرد. با شهید سبزی‌پور به کربلا رفته بودند

جوان آنلاین: شهید سیدحسین موسوی هشتم محرم ۱۳۸۱ به دنیا آمد و دهم محرم ۱۴۰۴ مصادف با روز عاشورای حسینی به شهادت رسید. نام او را از این جهت حسین گذاشتند که متولد محرم بود، سال‌ها حسینی زیست و عاقبت نیز با شهادت که رسم عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) است، از این دنیای فانی رخت بست و آسمانی شد. شهید موسوی همراه شهید علی بازگیر، دو پاسداری بودند که بسیجی‌وار و به صورت داوطلبانه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه وارد میدان شدند و روز ۱۵ تیرماه در عملیات پاک‌سازی مناطق بمباران شده توسط رژیم صهیونیستی بر اثر انفجار یکی از پرتابه‌های برجای مانده از جنگ به شهادت رسیدند. گفت‌وگوی «جوان» با حدیث موسوی، خواهر شهید سیدحسین موسوی را پیش‌رو دارید. 

در زندگی شهید موسوی عشق و ارادت ایشان به سیدالشهدا (ع) نمایان است. گویا نام حسین نیز بر همین اساس برای ایشان انتخاب شده بود؟
بله، برادرم روز هشتم محرم ۱۳۸۱ به دنیا آمد و نام حسین را برای همین روی او گذاشتند. ایشان برادر کوچک‌تر من بود و بعد از حسین، خواهر کوچک‌ترمان به دنیا آمد. برادرم تنها پسر خانواده و البته محبوب همه ما بود. خیلی هم امام حسینی بود و در طول عمر کوتاه ۲۳ ساله‌اش همیشه در ماه محرم یا مناسبت‌های خاص اهل بیت (ع) سنگ تمام می‌گذاشت. 

عضو هیئت خاصی بودند؟
سیدحسین از بچگی به مسجد امام حسن مجتبی (ع) که نزدیک خانه‌مان است می‌رفت. خیلی هم این مسجد و محیطش را دوست داشت. همانجا عضو بسیج شده بود. دوره دبیرستان به دلیل کنکور کمتر به مسجد می‌رفت، ولی بعد از آن به مدت یک سال و نیم شب و روزش را در این مسجد بود. حتی می‌توانم بگویم نماز صبح را در مسجد می‌خواند و بعد به خانه می‌آمد. در همین مسجد هیئت می‌رفت و در دیگر هیئت‌های معروف خرم‌آباد مثل هیئت مساکین نیز شرکت داشت. هیئت مساکین در ورودی گلزار شهدای خرم آباد هر پنج‌شنبه مراسمی برگزار می‌کند. سیدحسین خیلی مقید بود حتماً در این مراسم شرکت کند. گاهی اوقات وقتی ما حتی عروسی هم می‌رفتیم، او می‌گفت من ماشین را برمی‌دارم و به مساکین می‌روم. اینقدر که علاقه داشت حتماً در مراسم روز‌های پنج‌شنبه این هیئت شرکت کند. 

چند وقت از عضویت برادرتان در سپاه می‌گذشت که به شهادت رسیدند؟
برادرم هنوز دوران آموزشی و دانشگاه افسری را به اتمام نرسانده بود. پس از آنکه برای عضویت سپاه اقدام کرد، هشت ماه به دانشگاه امام حسین (ع) تهران رفت. بعد هم در دانشگاه امیرالمومنین (ع) اصفهان مشغول تحصیل شده بود تا بعد از پایان دوره دانشگاه به خرم‌آباد برگردد و در تیپ ۵۷ مشغول خدمت شود. هنوز تحصیلش به پایان نرسیده بود که شهید شد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *