
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، این سینما میکوشد با روایت جنگ، هویتی بومی و مبتنی بر مؤلفههای انقلاب اسلامی را نیز به تصویر بکشد. بهعنوان یک دهههفتادی که جنگ را درک نکرده، بخش عمده ارادتم به ۸ سال دفاع مقدس را از فیلم و سریال و کتاب دارم.
پارسال که آسمان غرب را دیدم، دلم خیلی گرفت. در آسمان غرب، معناگرایی جایش را به تکنیک داده بود. تلاش برای گریمهای واقعی که به نظرم با معمای شاه آغاز شد و بهسرعت پای ثابت تمام فیلمهای پرتره شد، در آسمان غرب هم حس میشد. اما آنچه جدیدتر بود و در جشنواره فجر ۴۲ خیلی خودنمایی میکرد، این بود که ژانر دفاع مقدس ما جایش را به ژانر جنگی داده بود. صحنههای جنگی واقعی، تکنیکهای درست، جلوههای ویژهای که لحظهای تو را از سالن سینما پرت میکرد به میدان جنگ، و انگار کمکارترین و مغفولترین بخش فیلم، علیاکبر شیرودی بود.

در این میان، یک نکته مهم در ستظر پیروزی شخصیت اول قصهایم، نه پیروزی حق علیه باطل؛ و این ماجرا حقیقتاً برایم دلگیر است. این ماجرا یک زنگ خطر به حساب میآید؛ برای من، برای نسل آینده، برای نسل آیندهای که قرار است از لابهلای این فیلمها جنگ را درک کند. برای نسل آیندهای که ممکن است در لابهلای این تکنیکبازیها، معناگرایی در ژانر دفاع مقدس را گم کند و ۸ سال دفاع مقدس برایش تبدیل شود به یک برهه تاریخی از کشورش که به تلخی و سیاهی جنگ گذشته است.
در نهایت، صیاد را یک عقبنشینی بزرگ میدانم. صیاد، یک عقبنشینی بزرگ در حفظ آرمانهای مملکتی است که حیاتش را مدیون صیادهاست؛ و اگر قرار است این ژانرو معناسازیاش همچنان زنده بماند، باید به جای رقابت بر سر تکنیک، به هدف روایتهایش بازگردد و از تحریف یا تضعیف یکی از اضلاع اصلی دفاع مقدس پرهیز کند.
زهرا رایگانی
