سیاست خارجی در سایه روان بی‌قرار ترامپ

ترامپ موضع سخت‌تری در قبال ایران اتخاذ و وعده کرده است برنامه موشکی ایران را همانند بمباران مراکز هسته‌ای «به هر قیمتی» مهار کند، ولی به واقع، این سیاست بیش از آنکه ادامه دکترین بازدارندگی امریکا باشد، نوعی بازسازی روانی تصویر اقتدار از دست رفته ترامپ در دوره نخست قدرتش است

تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ – ۰۱:۲۰

ترامپ موضع سخت‌تری در قبال ایران اتخاذ و وعده کرده است برنامه موشکی ایران را همانند بمباران مراکز هسته‌ای «به هر قیمتی» مهار کند، ولی به واقع، این سیاست بیش از آنکه ادامه دکترین بازدارندگی امریکا باشد، نوعی بازسازی روانی تصویر اقتدار از دست رفته ترامپ در دوره نخست قدرتش است

جوان آنلاین: شکست در انتخابات گذشته، محاکمه‌های متعدد و تحقیر رسانه‌ای، زخمی ذهنی و روانی در ترامپ برجای گذاشت و بازگشتش به ریاست جمهوری، انتقامی برای تلافی مسببان آن زخم‌هاست. بنابراین سیاست خارجی امریکا تبدیل به درمانگاه او شده است. در نخستین ماه‌های دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، او بار‌ها انتقام از سیستم فاسد در امریکا را مطرح کرد و نظام سیاسی امریکا را نه نهادی جمعی، بلکه دشمن شخصی می‌بیند. به همین دلیل سیاست خارجی‌اش به میدان جنگی برای اثباتِ مجدد برتری خود تبدیل شده است. در این چارچوب، هر تصمیم بین‌المللی ترامپ بازتاب یک انگیزش درونی است. تحقیر اتحادیه اروپا که نمونه آن را می‌توان در سند امنیت ملی امریکا دید و خروج احتمالی از ناتو، پاسخی است به احساس طردشدگی از سوی نخبگان جهانی؛ نزدیکی به دیکتاتور‌های اقتدارگرا، واکنشی است به نیاز روانی برای همراهی با کسانی که ضعف را گناه می‌دانند؛ تهدید نظامی علیه ایران یا چین و روسیه، راهی است برای بازسازی احساس تسلط و قدرت از دست‌رفته‌اش. به عبارتی، در ذهن ترامپ، سیاست خارجی چیزی نیست جز صحنه نمایش برای بازیافتن کنترل از جهانی که او را تحقیر کرد و اکنون باید انتقام خود را از آن بگیرد.

اراده معطوف به قدرت در داخل

از نظر ترامپ این قدرت است که می‌تواند همه چیز را به دست آورد، حتی صلح را. حال می‌خواهد با تحریم‌های ددمنشانه اقتصادی باشد یا توسل به نیرو‌های نظامی. البته این مهم تنها در عرصه خارجی خودنمایی نمی‌کند. او در آستانه بازگشت به قدرت، انتقادات به حاکمیت قانون را بیش از پیش کرده است. ترامپ طی روز‌های گذشته از وزارت دادگستری به عنوان ابزاری برای پیشبرد انتقام شخصی خود سوءاستفاده کرده است. این وزارتخانه یک پرونده کیفری ساختگی علیه رئیس بانک مرکزی امریکا باز کرد، خانه یکی از خبرنگاران واشنگتن‌پست را تفتیش کرد و واحد تحت کنترل کاخ سفید را برای رسیدگی به تقلب ایجاد کرده که هدف آن تسهیل پیگرد‌های جناحی است تا قانونی. اینجاست که دموکراسی امریکایی با دموکراسی ترامپی رنگ‌آمیزی می‌شود. پیامد‌های مخرب این اقدامات، از جمله بی‌اعتمادی به وزارت دادگستری، در رویداد مینیاپولیس مشهود است. پس از تیراندازی مأمور اداره مهاجرت به یک زن ۲۷ ساله، مقامات ترامپ، بلافاصله او را به تروریسم داخلی متهم کردند. وزارت دادگستری با گشودن پرونده‌ای علیه وی و خانواده‌اش به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌شان خود را به تمسخر گرفتند. حتی رسانه‌های امریکایی از جمله نیویورک تایمز با اشاره به موارد متعدد سوء استفاده ترامپ از اختیارات قانونی برای مقاصد شخصی و سیاسی نوشتند: دولت ترامپ سبب شده است نهاد‌های قضایی فدرال کارویژه برقراری عدالت خود را از دست بدهند و به عاملی برای تحقق امیال شخصی و سیاسی مبدل شوند. اگر در تیم رئیس‌جمهور باشید، از شما حمایت می‌شود یا حتی عفو می‌شوید، فرقی ندارد در خاک امریکا یا همچون نتانیاهو و امثال آن در جایی دیگر. اما اگر تهدیدی برای منافع باشید، با اعمال انتقام‌جویانه دولت مواجه خواهید شد. عفو مجرمان واقعی و تحت پیگرد قانونی قرار دادن «جروم پاول» رئیس بانک مرکزی، خبرنگاران، قانونگذاران و مقامات پیشین که منتقد ترامپ بوده‌اند، تصویر هشدار دهنده‌ای از کشوری ارائه می‌دهد که نه تنها خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر می‌داند، بلکه در آن قانون به ابزاری در خدمت قدرت سیاسی تبدیل شده است.

خودشیفتگی در سیاست خارجی

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *