به گزارش خبرگزاری آنا، در روزهایی که کشور با یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخی خود، از نظر امنیت منطقهای، فشار اقتصادی و تهدیدات اطلاعاتی-عملیاتی در دوران جنگ با رژیم صهیونی و آمریکا مواجه است، بیانیهای تحت عنوان «وقت تغییر پارادایم» توسط گروهی از اساتید و کارشناسان منتشر شده که ادعا میکند راه برونرفت از بحران، تغییر بنیانهای حکمرانی است. این بیانیه که امضای بیش از ۱۸۰ نفر از افراد با سابقه مدیریتی و آکادمیک را یدک میکشد، تلاش دارد خود را دلسوز و مشفق ساختار معرفی کند، اما نگاهی به محتوای آن و سابقه بسیاری از امضاکنندگان، تصویر دیگری را نشان میدهد.
بیانیه، با نگاهی شعاری و کلینگر، ترکیبی از خواستههای عمومی و گزارههای انتزاعی را ارائه میدهد؛ از لزوم «آزادی رسانهها» و «افزایش سرمایه اجتماعی» گرفته تا «تغییر رویکرد سیاست خارجی» و «مقابله با فساد». اما آنچه در این متن غایب است، مسئولیتپذیری واقعی در قبال ساخت وضع موجود است؛ وضعی که اتفاقاً بسیاری از امضاکنندگان، طی دههها مدیریت یا مشاوره در سطوح بالای اجرایی، خود بانی یا حامی آن بودهاند. طرح موضوعاتی نظیر «تغییر پارادایم حکمرانی» آنهم در اوج تقابل منطقهای و فشار حداکثری دشمن، بیش از آنکه دلسوزانه باشد، نوعی فرار به جلووتلاش برای تطهیر چهرههای فرسوده دانشگاهی و سیاسی است که اکنون در پوشش نقد، سعی در بازگشت به صحنه دارند.
این رویکرد، اگرچه در ظاهر «تحلیلمحور» و «علمی» معرفی میشود، اما در واقع فاقد عمق اجرایی، تحلیل راهبردی و شناخت درست از اقتضائات حکمرانی در جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، بررسی دقیقتر محتوای این بیانیه از منظر یک کارشناس سیاستگذار، امری ضروری است؛ تا روشن شود آیا واقعاً با یک پیشنهاد سازنده مواجهایم یا صرفاً با تکرار همان نسخههای شکستخورده توسط چهرههایی که سهمی جدی در افول اعتماد عمومی داشتهاند.
