
اقتصاد۲۴- بهنظر میرسد طالبان، حکومتی که بیشتر آن را با مؤلفههای نظامی میشناسیم و کمتر سهمی از خِرَد سیاسی برایش قائلیم، تحتتأثیر همکاران غربی، همانها که طی تفاهمنامۀ «دوحه»، موسوم به «قرارداد صلح» افغانستان را تقدیم پاکستان کردند، در حال چیدمان بازی چندوجهی بر «آب»، حیاتیترین سرمایه و مهمترین چالش منطقه هستند.
به گزارش پیام ما ، بنابر گزارشهای منتشرشده از سوی وزارت داخلۀ افغانستان، طی ماههای گذشته حاکمان افغانستان ۴۰۰ برنامۀ آبی و پیرو آن برنامههای جمعیتی و توسعۀ کشاورزی را دنبال میکنند که در همۀ مناطق مرزی این کشور تحولات قابلتوجهی ایجاد میکند. به گفتۀ کارشناسان تنها نقطۀ قابل اتکا برای کشورهای پاییندست متأثر از برنامههای طالبان، فقر ملزومات اجرایی و فنی است که میتواند در کنار سرمایههای ژئوپولیتیک هر کشور بهویژه ایران، موجب گرفتن امتیازاتی شود. در حال حاضر، در میان این کشورها، ایران وخیمترین وضعیت آبی ۵۰ سال اخیر خود در رودخانۀ مرزی هیرمند را تجربه میکند. اخبار منتشرشده از حضور فنی یا سیاسی کشورهایی مانند ازبکستان و پاکستان، در میان طرحها و برنامههای افغانستان، چنین نشان میدهد که ایران تنها کشوری است که نتوانسته در مذاکره با طالبان، هیچ سهم یا نتیجهای بهدست آورد و طالبان همچنان در گروکشی از «آب» امتیازاتی، از جمله کلید سفارتخانه و پایینماندن صدای دیپلماتهای ایرانی را بهدست آورده است.
از زمان استقرار «طالبان» بهعنوان حاکمان جدید در افغانستان، برنامههای بلندپروازانۀ آبی در این کشور، بیشازپیش دنبال میشود. موضوعی که نه فقط ایران، بلکه سایر کشورهای همسایه را هم با خطر تشدیدِ چالشهای آبی مواجه میکند. گرچه بهنظر میرسد وخامت شرایط محیط زیست و معیشت در منطقۀ سیستان ایران، موضوع اجراییشدن برنامههای آبی افغانستان را دارای اهمیتی دوچندان کرده است، اما تحرکات کشورهایی مانند پاکستان و ازبکستان نیز نشان میدهد که این کشورها در صدد رسیدن به تفاهمی بهمنظور جلوگیری از فشار آبی ناشی از این طرحها هستند. تحرکاتی که گاه در گفتگوهای دیپلماتها خودش را نشان میدهد و گاه در برنامههای مشترک عمرانی: مانند همکاری ازبکستان در تکمیل کانال آبی «قوشتپه».
این میان اما، ایران هنوز به هیچ موفقیتی در مذاکره با طالبان در مورد دریافت حقابه از «هیرمند» نرسیده و آب مطلقاً بر هامون بسته شده است. آب شرب در بسیاری از شهرها و روستاهای سیستانوبلوچستان با تانکر توزیع میشود و با شروع بادهای ۱۲۰ روزۀ بدون انقطاع، سیستان در گردوغبار فرورفته است. با واکنش تند دولت ایران، طالبان «دبۀ زرد انتحاری» بهدست میگیرد و در مرز، درگیری ایجاد میکند. آنسوی مرز، اما برنامهها و ایدههای زیادی دنبال میشود. در فروردینی که گذشت، طالبان ۴۰۰ برنامۀ بزرگ و کوچک آبی را رونمایی کرد، از جمله اصلاح سد کمالخان در ولایت نیمروز و سدهای کوچکتر متعدد برای بهبود آبیاری و محدودکردن سیلاب و تکمیل کانال قوشتپه؛ کانالی ۲۸۵ کیلومتری که بیش از پنج هزار نفر و سه هزار دستگاه تجهیزات ساختمانی در آن مشغول به کار هستند و طبق طراحی اولیه، در صورت تکمیل ۵۵۰ هزار هکتار زمین را آبیاری خواهد کرد.
گرچه جامعۀ بینالملل به موفقیت طالبان در اجرای این طرحها شک میکنند، اما کشورهای همسایه نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند. تکمیل این پروژهها علاوه بر مشکلات ایران، مشکلات آبی ترکمنستان و ازبکستان را نیز تشدید میکند؛ چراکه رودخانه «آمودریا» نمیتواند ۱۰ میلیارد مترمکعب آبی را که کانال قوشتپه از این کشورها دریغ میکند، جبران کند. علاوهبراین، کشورهای آسیای مرکزی، خلاف ایران، فاقد چارچوب معاهده در آبهای مشترک و مرزی با افغانستان هستند؛ هرچند که نه طالبان و نه حاکمان پیشین افغانستان به معاهده پایبند نبوده و نیستند.
این مشکل در مورد پاکستان و رودخانۀ «کابل» که از افغانستان به رود «سند» میریزد، نیز وجود دارد. علاوهبراین، دو همسایه در سراسر خط «دیورند» هشت رودخانۀ مشترک دارند و در مورد کشورهای منطقه، افغانستان در منطقۀ بالادست قرار دارد و سرچشمه به حساب میآید. البته در موضوع ارتباط با دولت پاکستان، حاکمان امارت اسلامی افغانستان و ادارۀ استخبارات نظامی پاکستان (ISI) توافقاتی باهم داشتهاند که برای مهاجران پاکستانی، در شمال افغانستان زمین در نظر بگیرند و در عوض، پاکستان هزینۀ اسکان و زراعت را برای آنها فراهم کند. در اینصورت فارغ از مناقشات آبی این کشور با سایر همسایگان، وضعیت برای ایران سختتر خواهد شد. هرچند «محمدرضا عسگری مورودی»، کارشناس ارشد آسیا، در گفتگو با «پیام ما» معتقد است که در زمان حاضر این امکان برای دولت اسلامی مستقر در افغانستان وجود ندارد.
استدلال عسگری مورودی به شرایط نامناسب دولت اسلامی برمیگردد: «یکی از گمانههایی که پس از به قدرت رسیدن طالبان افغانستان مطرح شد، این بود که آنها در تلاش هستند از طریق اسکان میلیونها نفر پشتون پاکستانی در شمال افغانستان، ترکیب جمعیتی را بهنفع پشتونها تغییر دهند. گرچه این مسئله از سوی برخی محافل سیاسی و رسانهای در افغانستان و پاکستان مطرح شده است، اما باید در نظر داشت شرایط و بسترهای مورد نیاز برای چنین هدفی در افغانستان وجود ندارد.»
