تعجبِ ما از مالیخولیا به خودیِ خود، مزیتی برای یک فیلم نیست. این مالیخولیا باید در جهتی باشد. در حالیکه این فیلم حتی در جهتِ پوچی هم قدم بر نمیدارد و همانطور که اشاره شد، در میانهی تردیدِ راه باقی مانده است.
سوره سینما – محمد حائری: «اعترافات ذهن خطرناک من» با شروعی که دارد، طعمی غریب و دوگانه را به زیرِ زبان میآورد. همه چیز گام به گام به سمتِ خلقِ اثری متفاوت است. وقتی گرهها پدید میآیند، ذهن را مشغول میکنند. وقتی سیامک صفری پا به مِلکِ آتش گرفتهاش میگذارد، مخاطب را به شور میآورد. وقتی عباس غزالی از سیامک صفری میگریزد، آدرنالینِ خون به جنب و جوش میافتد. امّا همهی اینها به ناگهان فرو میریزد.
سازنده به جای باز کردنِ گرهها، آنها را پیچیدهتر میکند تا پایانِ انتهایی غافلگیر کنندهتر باشد. و به این ترتیب، فیلم مسیری را که شروع کرده، ادامه نمیدهد و در پیچ و تابهایش غرق میشود.
