سوگوارانه‌ای در وداع با امین شعر و کلمه

اینجا آخرین میعادگاه است. بوی اسپند و گلاب با غبار خاک درهم آمیخته و جمعیت چون رودی بی‌قرار و خروشان موج می‌زند. همه آمده‌اند برای وداع با مردی که سال‌ها بار سنگین یک امت را بر دوش می‌کشید.

۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۹
۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۹
سوگوارانه‌ای در وداع با امین شعر و کلمه

اینجا آخرین میعادگاه است. بوی اسپند و گلاب با غبار خاک درهم آمیخته و جمعیت چون رودی بی‌قرار و خروشان موج می‌زند. همه آمده‌اند برای وداع با مردی که سال‌ها بار سنگین یک امت را بر دوش می‌کشید.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: ما امروز در این گرماگرم اشک و آه، فقط با یک رهبر سیاسی یا یک مرجع تقلید خداحافظی نمی‌کنیم. ما داریم پیکر یک شاعر را تشییع می‌کنیم. مردی که غزل را با تمام وجود می‌فهمید، کلمه را همچون موم در دست داشت و در شب‌های تاریک با تخلص «امین» مرهمی از جنس شعر بر زخم‌های روزگار می‌گذاشت. امروز در این شلوغی نفسگیر، من به یاد شب‌های نیمه رمضان افتاده‌ام؛ به یاد همان شب شعر سال ۱۴۰۲ که بعد از چند سال تعطیلی کرونا برگزار شد و از دلتنگی آن چند سالتان شنیدیم آقاجان. از آن لبخندهای پدرانه‌ایاب، اضطراب او را به شوقی ماندگار بدل کرد. روایت حبیبی از این دیدار، با توصیف حیاط بیت و اقامه یک «نماز دلچسب» آغاز می‌شود؛ جایی که شخص اول جهان اسلام در کمال سادگی، سر سفره افطار با شاعران می‌نشیند. اما اوج این خاطره‌بازی، لحظه‌ای است که نام او برای شعرخوانی صدا زده می‌شود. او با دلهره‌ای پنهان پشت تریبون می‌رود و غزلش را می‌خواند. وقتی به این شاه‌بیت می‌رسد که: «اگر این بار رودررو شدم با خود در آیینه / به آهی محو خواهم کرد تنها دشمن خود را»، رهبر انقلاب با نگاهی دقیق و تحسینی ویژه از او می‌خواهند که بیت را دوباره بخواند. حبیبی می‌گوید: «وقتی ایشان از من خواستند بیت را تکرار کنم، ذوق تمام وجودم را فرا گرفت و مجددا برای این بیت تحسینم کردند.» پرسش صمیمانه آقا که «اهل کجایی؟»، حسن‌ختامی بر این رویارویی شیرین بود تا شبی بی‌نظیر در حافظه این شاعر جوان ثبت شود.

کد مطلب 6878987

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *