اقتصاد۲۴- سهند ایرانمهر تحلیلگر مسائل بین الملل در شبکه ایکس نوشت:
با اتفاقات اخیر که سرانجام به اعلام موضع ترامپ درباره لغو توافق همراه شد معلوم میشود که دیگر نمیتوان بحران موجود را فقط با یک سؤال ساده فیصله داد که آیا توافق میشود یا جنگ ؟ حالا مساله پیچیدهتر شده و چند پرونده همزمان روی میز قرار گرفته است و هر کدام بر دیگری اثر میگذارد.
اکنون روی میز بحران، تنها یکی از این پروندهها، مساله توافق است. دونالد ترامپ اعلام کرده که از نگاه او آتشبس پایان یافته و گفتوگو با ایران دیگر نتیجهای ندارد. این موضع را میتوان به عنوان پایان یک مرحله دید؛ مرحلهای که در آن دو طرف تلاش کردند با ترکیبی از فشار و مذاکره، موقعیت خود را بهتر کنند. با این حال پایان یک آتشبس الزاماً به معنای آغاز یک جنگ تمامعیار نیست. نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد که در آن اعلام پایان یک توافق یا تهدید نظامی، بخشی از بازی فشار بوده است.
مثلا در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، آمریکا با اعلام محاصره دریایی کوبا و نمایش آمادگی نظامی گسترده، عملاً تلاش کرد اتحاد شوروی را پیش از ورود به یک توافق، وادار به عقبنشینی کند و همزمان پشت این نمایش قدرت، کانالهای محرمانه مذاکره فعال بود و در نهایت دو طرف به راهحلی رسیدند که هرکدام بتوانند آن را بدون پذیرش شکست آشکار بپذیرند، چنین الگویی در مذاکرات صلح ویتنام و مذاکرات دیتون (جنگ بوسنی) هم تکرار شد. در این گونه موارد، دولتها تلاش میکنند پیش از نشستن پشت میز مذاکره، دست بالاتر را پیدا کنند و مسئله اصلی این است که آیا پشت این مواضع تند، هنوز امکان یک معامله سیاسی وجود دارد یا نه؟
اینها که گفتم، درباره خود توافق بود اما ماجرا فقط همین نیست، مساله دیگری هم وجود دارد و آن این است که باید بدانیم ایران دقیقا چه میخواهد، چون حالا و بر اساس مواضع و تحولات داخل کشور معلوم میشود که فقط با یک چالش خارجی روبرو نیستیم و مسئله تصمیمگیری در داخل هم برای خودش مسالهای است. یعنی چه؟ یعنی اینکه تصمیمگیر یا تصمیمگیران کشور باید مشخص کند که در این مرحله، اولویت اصلیشان چیست؟ آیا هدف، باز کردن مسیر یک توافق جدید است؟ یا بازسازی بازدارندگی و پاسخ محکم؟
