
سن چیز بامزهای است. وقتی جوانیم، مشتاقیم که از عدد بعدی بالا برویم. پنجسالهها میخواهند ششساله باشند. پانزدهسالهها به سرعت و شدت به سمت شانزدهسالگی میروند.
به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ما در فرهنگمان از همان روزهای اول زندگی کودک روی سن به عنوان یک عدد تأکید داریم. اغلب، وقتی با بچه کوچکی روبرو میشویم، خم میشویم و اول این دو سؤال را میپرسیم: «اسمت چیه؟» و بعد از آن به سرعت «چند سالته؟».
در عمل، ما داریم این پیام را به جوانترین اعضای جامعهمان منتقل میکنیم که سنشان به همان اندازه اسمشان از نشانههای هویتشان است. این هم جالب است که سن ما دائم در حال تغییر است اما اسامی به ندرت عوض میشوند.
چند هفته پیش، من صبورانه در صف صندوق یک فروشگاه کوچک و شلوغ ایستاده بودم. دو مرد پشت دخل بودند، اما به نظر میرسید فقط یکیشان مشغول حساب کردن خریدها و حرکتدادن صف است. اول کار کمی آزرده بودم، از اینکه مرد سنوسالدارتر با مشتریها سرگرم مکالمه میشد؛ در حالی که همکار جوانترش مشغول کار فروش بود.
