فرزندان، استعداد آن را دارند که تحت تربیت دینی قرار گیرند و مطالب دینی را در حد فهم خویش درک کنند. درست است که پسر بعد از 15 سال و دختر بعد از 9 سال قمری به تکلیف میرسد، اما آموزش و تمرین تکالیف دینی را نمیتوان تا سن بلوغ به تأخیر انداخت. انسان باید از کودکی نسبت به ظرفیت پذیرش و زمینه مذهبی فراهم شده از سوی والدین (به نحو با نشاط و سرزنده) با عبادات و تکالیف دینی آشنا شود تا در سن بلوغ به انجام آن رغبت داشته باشد. در غیر این صورت، انجام اعمالی چون خواندن نماز و روزه گرفتن در سن تکلیف برای آنان دشوار خواهد بود.
در سن 6-3 سالگی که هنوز کودک روزه گرفتن را آغاز نکرده است، اگر به نخستین سوالات او پاسخ داده و درباره روزه معلومات خوبی به وی بدهیم؛ با رفتارهای زیبایی که در حالت روزه داری به آن آراستهایم نمونه خوبی برای کودک میشویم. آن گاه فرزندمان وقتی روزه گرفتن را شروع کرد به آسانی میتواند از جنبههای اخلاقی و ویژگیهای تربیتی روزه استفاده نماید. روزه احساس، عواطف مثبت و دلسوزانه کودک را نسبت به دیگران رشد میدهد. روزه کله گنجشکی مخصوص کودکان تا قبل از سن تکلیف است و تنها برای آماده سازی آنها و آشنایی با آداب روزه داری میباشد؛ بدین گونه که کودک پس از نماز صبح تا بعد از نماز ظهر نباید چیزی بخورد و در زمان اذان دوباره چیزی خورده و تا بعد از اذان مغرب با بزرگترها افطار کند. بنابراین، سعی کنید فرزندتان را قبل از سن تکلیف برای روزه داری از نوع کله گنجشکی تشویق کنید و به وی گوشزد نمایید که در موقع روزه داری حرف بد نزند و کارهای نادرست انجام ندهد.
سن آموزش روزه داری
باید بکوشیم رغبت فرزندان نسبت به انجام تکالیف عبادی را به انگیزه و خواست درونی آنها تبدیل کنیم؛ چرا که اگر این علاقه از درون و به اراده آنان نباشد، تربیت دینی موثر نخواهد بود. والدین باید با بهرهگیری از بُعد عاطفی و هیجانی کودک، تصویری زیبا از خدا و تکالیف دینی برای او ترسیم کنند. پدر و مادرها باید با تشویق، تأثیرگذار مذهبی برای فرزندشان باشند و انگیزه گرایش عمل به تکالیف عبادی و ارتباط با خدا را در کودک درونی کنند. بیشتر کسانی که در سنین بالاتر وظایف عبادی را به خوبی انجام نمیدهند، بیاعتقاد به مبانی دینی نیستند. بلکه کوتاهی آنها به دلیل نبود زمینه مناسب و آمادگی دینی لازم در سنین کودکی است.
