سند سلامت زنان یا سلطه بی‌قاعده نهاد سلامت بر حکمرانی کشور؟

چگونه یک حلقه قدرت در حوزه سلامت، با گسترش مفهومی و سازمانی بی‌سابقه، در حال تسلط بر تمامی شئون زندگی مردم و حکمرانی کشور است؟
سند سلامت زنان یا سلطه بی‌قاعده نهاد سلامت بر حکمرانی کشور؟
چگونه یک حلقه قدرت در حوزه سلامت، با گسترش مفهومی و سازمانی بی‌سابقه، در حال تسلط بر تمامی شئون زندگی مردم و حکمرانی کشور است؟

به گزارش خبرگزاری آنا، مهدیه آقاجان‌زاده در یادداشتی آورده است: پس از انقلاب اسلامی یکی از مقوله‌هایی که در کشور به طور حیرت انگیزی در حیطه «مفهومی» و «سازمانی» بسط و گسترش یافته، نظام سلامت بوده است، به نحوی که تمام ساحت‌های زیست فردی و اجتماعی زندگی مردم را تدریجا دچار نوعی پزشکی سازی یا مدیکالیزاسیون می‌نماید. در باب «بسط مفهومی» باید گفت در شرایطی که طی اعصار گذشته رسالت اطبا عمدتا درمان امراض جسمانی انسان‌ها بوده است، اما تدریجا تعریف سلامت به تبعیت از ادبیات آژانس‌های بین‌الملی و حتی فراتر از آن به «تامین بهزیستی و رفاه جسمانی روانی اجتماعی و معنوی» تغییر کرد که نه تنها صرفا به درمان بیماری‌های جسمانی بسنده نمی‌نماید، بلکه مدیریت تمام ساحت‌های زندگی انسانی را ذیل مفهوم سلامت قرار می‌دهد.

طی سال‌های اخیر نیز جریانات قدرتمندی در عرصه سلامت کشور در تلاشند نظام سلامت را متولی رسیدگی به مسائل مختلف جسمی، روحی، تربیتی، خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی اعتقادی و معنوی انسان‌ها معرفی و نقش پذیر نمایند.

از سوی دیگر در باب «بسط سازمانی» نیز شاهد آنیم که طی ۴۰ سال گذشته تاکنون نظام سلامت کشور گسترش قلمرویی چشمگیری داشته است. تا سال ۱۳۶۴ وزارت بهداری مسئول ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به مردم بود، اما از سال ۱۳۶۴ حوزه «آموزش» و تربیت نیروی درمانی و همچنین حوزه «پژوهش» و تولید شواهد علمی پزشکی از وزارت علوم جدا و به حیطه مسئولیت‌های نظام سلامت اضافه شد و پس از آن وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به عنوان متولی سلامت شکل گرفت.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *