سناریوی مطلوب پوتین، ایران ضعیف و وابسته است

در سایه نبود حافظه تاریخی، جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر اقتضائات سیاست خارجی کشور را به طریقی تعریف کرده و پیش برده که عملاً در بازی شطرنج مسکو و پکن یک کیش و مات دیپلماتیک را برای خود رقم زده است.
در سایه نبود حافظه تاریخی، جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر اقتضائات سیاست خارجی کشور را به طریقی تعریف کرده و پیش برده که عملاً در بازی شطرنج مسکو و پکن یک کیش و مات دیپلماتیک را برای خود رقم زده است.

سناریوی مطلوب پوتین ایران ضعیف و وابسته است

اقتصاد ۲۴– با بحرانی‌تر شدن تنش روسیه با ناتو، آمریکا و اروپا بر سر اوکراین به نظر می‌رسد احتمال وقوع جنگ نمی‌تواند چندان دور از ذهن باشد. در این بین تاثیر و ارتباط این بحران و جنگ احتمالی با سیاست، دیپلماسی و اقتصاد ایران بسیار حائز اهمیت خواهد بود. اگر چه ممکن است از نظر ژئوپلتیک و امنیت سیاسی، تحولات اوکراین و گسل موجود میان روسیه و غرب بر سر این کشور تاثیر مستقیمی بر منافع ایران نداشته باشد، اما از آنجا که پای پارامتر صدور انرژی در جایگاه ابزار قدرت و اهرم فشار میان طرفین درگیر در صحنه داخلی اوکراین مطرح است این مهم می‌تواند یک فرصت ارزشمند را برای بهره برداری در عرصه دیپلماسی انرژی ایران به دنبال داشته باشد.
دیپلماسی ایرانی در گفتگو با «سید وحید کریمی»، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل به بررسی دقیق‌تر این مسئله پرداخته است که در صورت بحرانی‌تر شدن تنش روسیه با غرب و احتمال وقوع جنگ اوکراین می‌توان از آن به عنوان فرصتی برای صدور گاز ایران نگاه کرد؟ پاسخ به این سوال و پرسش‌های مشابه، مشروح مصاحبه پیش رو را شکل داده است که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

شما جزو آن دسته از کار‌شناسانی هستید که همواره بر ایجاد فرصت‌ها و بهره برداری هر چه مطلوب از بحران‌ها و تنش‌های در سطح روابط بین الملل در راستای منافع ملی تاکید داشته اید، چنانی که در مناقشه فرانسه با آمریکا، انگلستان و استرالیا بر سر پیمان آکواس اعتقاد داشتید که فضا و بستر لازم در جهت ارتقاء روابط پاریس و تهران شکل گرفته است. حال در بحبوحه تنش روسیه با اروپا، ناتو و ایالات متحده آمریکا بر سر بحران اوکراین و شنیده شدن ناقوس جنگ می‌توان همین نگاهتان را به این مسئله هم تعمیم داد؟ آیا حضرتعالی اعتقاد دارید تجاوز احتمالی روسیه به اوکراین و تقابل تمام عیار مسکو با قاره سبز می‌تواند فرصتی برای ارتقاء روابط تهران و اروپا شکل دهد. چرا که بسیاری مُصرند شرایط به وجود آمده ناشی از بحران اوکراین می‌تواند فرصت مناسبی را برای احیای دیپلماسی انرژی کشور و صادرات گاز ایران به اروپا فراهم کند؟

بله من کماکان و حتی با شدت بیشتری از قبل معتقدم باید جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست خارجی صرفاً به منافع ملی خود توجه کند و در این راستا از تنش‌های منطقه‌ای و بین المللی در جهت استفاده هر چه بیشتر برای پیشبرد منافع ایران بهره برد؛ لذا همانگونه که در مصاحبه‌های قبلی با شما پیرامون تنش فرانسه با آمریکا، انگلستان و استرالیا بر سر پیمان آکواس عنوان کردم که تهران می‌توانست با یک دیپلماسی فعال و هوشمند منافع خود را ذیل این تنش تامین کند، اکنون هم با تداوم و تشدید بحران اوکراین بی شک فرصت مغتنمی در اختیار ایران قرار گرفته است که بتواند از آن در راستای تحقق هرچه بیشتر منافع ملی استفاده کند. چنانی که شما و دیگر رسانه‌ها بر صادرات گاز ایران به اروپا در غیاب روسیه اشاره کردید. همین الان ترکیه و شخص اردوغان سعی می‌کند از بحران اوکراین به نفع خود استفاده کند، کما اینکه طرح انتقال گاز از طریق اسرائیل و اوکراین به اروپا را مطرح کرده است. پس چرا ما نباید این کار را بکنیم؟!

اما جناب کریمی مشکل اصلی و نکته حائز اهمیت اینجاست که دو جریان روسوفیل و چینوفیل قدرتمند در داخل ایران که تا رده‌های بالایی حاکمیت در رسوخ و نفوذ پیدا کرده اند عملاً جمهوری اسلامی را به شکل تمام عیاری وابسته به سیاست‌های پکن و مسکو نموده اند. به ویژ که سیاست خارجی دولت رئیسی در همین شش ماه آغاز به کارش زُلف خود را به شکل بی سابقه‌ای با کرملین و پکن گره زده است. با این وصف آیا این دو جریان مذکور و به خصوص روسوفیل‌های وطنی در داخل کشور اجازه خواهند داد که این بهره برداری از تنش و بحران اوکراین در راستای منافع ایران و ایرانی‌ها شکل بگیرد؟

نکته بسیار مهمی که در پاسخ به این سوال باید به آن اشاره کرد این است که مشکل، هم در داخل و به طریق اولی در خود روسیه قرار دارد. چون اگر چه جریان روسوفیل و چینوفیل در ایران اجازه همگرایی و همراهی بیشتر اروپا با ایران را نخواهند داد و با توجه به نفوذ بالای خود در عرصه سیاست خارجی ایران محدودیت‌های زیادی در داخل کشور وجود دارد، اما حتی اگر این جریان‌های چینوفیل و روسوفیل در ایران هم اجازه بدهند قطعاً پکن و مسکو اجازه بهره برداری ایران از تداوم و تشدید تنش چین و روسیه با غرب را نخواهد داد که البته این یک واکنش طبیعی است. چون نه تنها چین و ورسیه، بلکه همه کشور‌ها به فکر منافع خود هستند. اما اشکال کار به همان نکته مستتر در سوال شما باز می‌گردد. یعنی به دلیل وابستگی بیش از حد ایران به روسیه و چین با هدف تقابل دربرابر آمریکا طی این سال‌ها عملاً سیاست خارجی کشور گروگان روسیه و چین شده است. به همین دلیل شخص پوتین قطعاً اجازه چنین کاری را به ایران نخواهد داد که ما به صادر کننده گار به اروپا بدل شویم. البته باز هم تکرار می‌کنم این نقیصه تنها به روسیه چین باز نمی‌گردد، بلکه حتی اگر ایران به اروپا و آمریکا هم وابستگی داشته باشد واشنگتن اجازه چنین کاری را نمی‌دهد که بر خلاف اهداف آن‌ها عمل کنند. به همین دلیل است که بار‌ها بر اجرای یک سیاست خارجی متوازن، منطقی، عقلانی و منعطف با هدف افزایش مناسبات سیاسی، دیپلماتیک و به خصوص اقتصادی و تجاری با همه بازیگران حاضر در بلوک‌های شرق و غرب تاکید داشته و دارم. چون در صورت اجرای یک سیاست خارجی متوازن است که ما می‌توانیم از منافع تداوم و توسعه هر چه بیشتر روابط با هر دو بلوک شرق و غرب نهایت استفاده را ببریم.

بیشتر بخوانید: جنگ جهانی سوم در راه است؟

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *