21 تیر 1397 – 09:28
چندی پیش خانم روانشناسی به پلیس رفت و از خواستگار خود و خانوادهاش شکایت کرد.

به گزارش ایران، او گفت: مدتی قبل در اینستاگرام با صفحه فروش لباسهای خارجی مواجه شدم. در حقیقت صاحب صفحه که دختر جوانی به نام فتانه بود مزون لباس داشت و از ترکیه و چین جنس وارد میکرد. از لباسها خوشم آمد و شروع به چت در اینستاگرام کردم. مدتی از این آشنایی گذشت و رابطه ما صمیمیتر میشد. زمانی که فتانه متوجه شد من روانشناس هستم و در کلینیکی مشغول به کارم از من خواست با دختر خواهرش که کمی مشکل روحی داشت صحبت کنم.
شهناز ادامه داد: همین موضوع باعث شد تا رابطه من و فتانه بیشتر شود و درنهایت او به من پیشنهاد داد تا با برادرش ازدواج کنم. از آنجایی که به نظر میرسید خانواده خوبی باشند به پیشنهادش پاسخ مثبت دادم. بالاخره چند روز قبل فتانه و برادرش همراه خانواده به خواستگاری من آمدند. برای آنها شربت آوردم و در این هنگام فتانه از من خواست برایشود. نه به خاطر پول بلکه به خاطر دروغهایی که گفته بود برادرم از ازدواج با او صرف نظر کرد. بعد از آن نیز کلاً با شهناز قطع رابطه کردم و هیچ خبری ندارم تا اینکه امروز پلیس به سراغم آمد. نه من و نه برادرم هیچ دزدیای مرتکب نشدهایم و سناریوی دروغین را خودش طراحی کرده است.
باتوجه به اظهارات فتانه و برادرش بار دیگر تحقیقات از شهناز صورت گرفت و این بار خانم روانشناس واقعیت را برملا کرد. او گفت: باید از فتانه و برادرش انتقام میگرفتم. زمانی که برادرش از ازدواج با من منصرف شد کینه او را به دل گرفتم. میخواستم با این شکایت او را وادار به ازدواج کنم. با اعترافات این زن پرونده برای تحقیقات بیشتر در اختیار پلیس قرار گرفت.
انتهای پیام
