۰۴:۳۰
درگذشت ناگهانی سناتور لیندسی گراهام، پایان رسمی یک دوران را در سیاست آمریکا رقم زد. دیگر سناتوری از دوران قدیمی سناتورهایی که خود را وقف سیاست خارجی کرده باشند، به این راحتی پیدا نخواهد شد. گراهام از یک انترناسیونالیست سنتی به سبک ریگان، به یکی مثل بقیه در جنبش پوپولیستی MAGA تغییر ماهیت داد. همین تغییر هم مانع از آن نشد که به بخش مهمی از آرمانها و اهدافش در سیاست خارجی پایبند نباشد و در بازگشت از دهمین سفر به اوکراین و در راه تلاش برای عبور از همدلی ترامپ و پوتین و تصویب تحریمهای تازه علیه روسیه، درگذشت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علیرضا سرفرازی : درگذشت ناگهانی سناتور لیندسی گراهام، پایان رسمی یک دوران را در سیاست آمریکا رقم زد. دیگر سناتوری از دوران قدیمی سناتورهایی که خود را وقف سیاست خارجی کرده باشند، به این راحتی پیدا نخواهد شد. گراهام از یک انترناسیونالیست سنتی به سبک ریگان، به یکی مثل بقیه در جنبش پوپولیستی MAGA تغییر ماهیت داد. همین تغییر هم مانوریخواه سنتی» بودن به سبک گراهام، به معنای پایبندی به سه ستون بنیادین بود: مداخلهگرایی مقتدرانه (سیاست خارجی شاهینوار): باور به اینکه هژمونی جهانی آمریکا یک ضرورت اخلاقی است. این طیف از محافظهکاری، قدرت نظامی آمریکا را نه یک بارِ اضافه، بلکه سپر اصلی حفاظت از جهان آزاد میدانست. این نگرش به معنای ایستادگی قاطع در حمایت از ائتلافهایی مانند ناتو و مقابله سرسختانه با دشمنان خارجی نظیر ایران و روسیه بود. احترام به نهادهای حاکمیتی: احترام عمیق به چارچوبها و خطقرمزهای سنتی حاکمیت آمریکا؛ از جمله هنجارهای سنا، استقلال قوه قضائیه و جامعه اطلاعاتی. عملگرایی در قانونگذاری: در عین حفظ اصول محافظهکاری، گارد قدیمی به کارآمدی حاکمیت باور داشت. گراهام به طور منظم برای کار روی اصلاحات جامع قوانین مهاجرت (موسوم به «گروه هشت») و قوانین زیستمحیطی با دموکراتها همکاری میکرد؛ چراکه معتقد بود نهاد سنا برای سازش و توافق شکل گرفته است.
