جمعه 16 مرداد 1394 19:46 ساعت

«منذر بن جارود» پنداشت كه اين نامه دسيسه عبيدالله بن زياد است. او كه پدر زن ابنزياد بود و دخترش «بحريه» را به عقد او در آورده بود نامه را گرفت و نامهرسان را دستگير كرد و هر دو را نزد عبيدالله بن زياد فرستاد. ابنزياد در بصره بود، فرداي آن روز قصد سفر به كوفه كرد. او چون نامه را خواند دستور داد كه سليمان را گردن زنند و پس از آن در همان صبحدمان بر فراز منبر رفت و مردم را ترسانيد؛
