راهجویان حقیقت و ارادتمندان به یافتن نگاه «آوینی» و هنرمندان کاروان عشق را هرکدام منزل ها باید پیمودن تا به معرفت شهود قلبی دست یابند و هنر می تواند زیباترین و ناب ترین لحظه وصل آدمی به جان حقیقت باشد و این همان مسیری است که آوینی طی کرد.
سوره سینما – مرتضی اسماعیل دوست : در سالروز پرواز پرنده ای عاشق چه می توان گفت، جز این که به خجسته گی بخوانیم قرار چنین مرد بیقراری را که بعد از فرسنگ ها ره پیمودن در صحرای فکه به لبخند حقیقت رسید. لبخندی که برای نقش بستن دُر گرانبهایش از عمق زمین تا اوج آسمان را پیمود و در نهایت با نگاهی به بلندای یک سفر شیرین، جهانی شکفته از گل های بهاری را تجسم کرد تا بهاری ترین فصل زندگی اش در بیستمین روز از موسم بهارِ زودگذر رقم بخورد و عالم رازها بجوید که خود گفته بود چنین یافتنی جز به بهای خون کشف نمی شود.
به طور حتم غوطه خوردن در اندیشه های مرتضای راه عشق؛ نَفَسی بسیار می خواهد و نَفسی که به دنبال آینه گی باشد، چرا که بسیاری بوده اند و هستند که در مسیری غفلت زده و یا حتی آگاهانه، راهی جدا از دریچه روشنایی را برای شناخت اندیشه سیدمرتضی آوینی در پیش گرفتند و یا تفسیر شخصی خود را نسبت به مباحث مختلف به نام آقامرتضی ثبت کرده و یا برای رسیدن به مقاصد همیشه دنیوی خود از پیراهن خونین آوینی برای خود لباس جعلی شهادت طلبی دوختند! اما آینه را تنها به آینه گی می توان یافت و باید به دور از هرگونه تفاسیر شخصی برای درک رازهای حقیقت از همان مسیری رفت که آوینی برگزید و این نیاز به دلی منفصل از عقده های خودسرانه و با فاصله از کرسی های قدرت دارد که تنها نوری خوش است که از پشت بام کوی راستی سربر آورد و برای رسیدن به آن باید دست از دامن شعارها کشید و به حرکت درآورد اندیشه و احساس و رازگشایی را در مسیر حقیقت خواهی؛ همان گونه که مرتضی آوینی گفت که « یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی».
