سفیر نجابت در غبار زمانه: سید محمود دعایی

در روزگاری که بسیاری از کودکان کرمانی از نعمت آموزش محروم بودند، دعایی، با تشویق و حمایت پدر، تحصیل را با شور و شوق آغاز کرد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در کرمان، گرایش او به علوم دینی، او را به قم کشاند؛ شهری که آن روزها مرکز اصلی آموزش حوزوی و خاستگاه بسیاری از علمای برجسته بود.

رسالتی در تب و تاب تاریخ

سفیر نجابت در غبار زمانه: سید محمود دعایی

سفیر نجابت در غبار زمانه: سید محمود دعایی
سفیر نجابت در غبار زمانه: سید محمود دعایی – به گزارش روابط عمومی بنیاد حامیان دانشگاه تهران، در نخستین روزهای سال ۱۳۲۰ خورشیدی، ایران در آستانه تحولی تاریخی بود. سایه جنگ جهانی دوم بر سر کشور سنگینی می‌کرد و رضا شاه پهلوی، با تمام هیمنه و استبدادش، روزهای پایانی سلطنت خود را می‌گذراند. در چنین بستر آشفته‌ای، در شهر گرم و کویری کرمان، نوزادی دیده به جهان گشود که بعدها نقشی آرام، مؤثر و بی‌ادعا در تاریخ معاصر ایران ایفا کرد: سید محمود دعایی.
سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ – ۱۷:۳۱

ای آموزشی و فرهنگی متعددی حمایت کرد.

زیست او میراث او بود

سید محمود دعایی خانه، ماشین، یا ثروتی از خود باقی نگذاشت. به گفته نزدیکانش، بخش عمده‌ای از حقوق و مزایای خود را طی سالیان به امور خیریه، حمایت از اهل قلم، و کمک به درمان بیماران نیازمند صرف می‌کرد. اما آن‌چه از او باقی ماند، فراتر از دارایی‌های ملموس بود: ‌یک شیوه‌ی زیستن. دعایی نشان داد که می‌توان در بالاترین سطوح قدرت بود، اما قدرت‌طلب نبود. می‌توان صاحب رسانه بود، اما صادق ماند. می‌توان به امام و انقلاب وفادار بود، بی‌آن‌که از مردم و آزادی و انصاف غفلت کرد.

اگر بزرگ‌ترین میراث برخی سیاستمداران، ساختمان‌ها یا قوانین است، میراث سید محمود دعایی شاید تنها یک چیز باشد: احترام. احترامی بی‌تظاهر، که از دل مردم برخاسته و در قلب تاریخ نشسته است.

نویسنده: گلناز زندکریمی

گرافیست: شقایق دهقانی

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *