
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پس از مرگ معاویه و آغاز حکومت فرزند منحوس او یزید، فضای جهان اسلام دستخوش التهاب شد. در این میان، مردم کوفه که سابقه همراهی با خاندان اهل بیت علیهمالسلام را در ذهن داشتند، نامههای فراوانی به امام حسین نوشتند و از ایشان خواستند تا به کوفه آمده و رهبری جامعه را بر عهده گیرد. حجم نامهها و اصرار کوفیان به اندازهای بود که امام ناچار شد پیش از هر اقدامی، نمایندهای امین را برای بررسی اوضاع اعزام کند.
امام حسین علیهالسلام در پاسخ به این دعوتها، مسلم بن عقیل را بهعنوان سفیر و نماینده خویش برگزید؛ شخصیتی که علاوه بر نسبت خانوادگی، از نزدیکترین و مورد اعتمادترین افراد نزد امام به شمار میرفت. امام در نامهای خطاب به مردم کوفه نوشت: «من برادر، پسرعمو و فرد مورد اعتماد خاندانم را به سوی شما فرستادم؛ پس اگر او به من گزارش دهد که رأی بزرگان و خردمندان شما بر همان چیزی است که در نامههایتان نوشتهاید، به زودی نزد شما خواهم آمد.» این نامه نشان میدهد مأموریت اصلی مسلم، ارزیابی صداقت کوفیان و فراهمسازی م بیش از آنکه یک «قیام طراحیشده» دانست، واکنشی به تحولات شتابزده و بحرانزای کوفه تحلیل کرد.
شاید اگر دستگیری هانی بن عروه رخ نمیداد، احتمال داشت مسلم همچنان فعالیت خود را بهصورت پنهانی ادامه دهد تا مقدمات ورود امنتر امام حسین علیهالسلام فراهم شود. اما اقدام عبیدالله بن زیاد عملاً وضعیت را از مرحله فعالیت سیاسی مخفی، به رویارویی آشکار خیابانی کشاند و مسلم را در برابر انتخابی دشوار قرار داد.
از این منظر، قیام مسلم بن عقیل را باید حلقهای از فرآیند نهضت عاشورا دانست؛ حرکتی که با مأموریت سفارت و ارزیابی آغاز شد، اما در اثر فشارهای سیاسی و امنیتی حکومت اموی، به تقابل علنی انجامید. این دگرگونی، تصویری روشن از پیچیدگی اوضاع کوفه و دشواری تصمیمگیری در روزهای منتهی به عاشورا ارائه میکند.
منبع:تسنیم
