پنجمین سالگرد توافق برنامه جامع اقدام هستهای در ۱۴ ژوئیه در شرایطی سخت و نامطمئن رقم میخورد. در سالهای آینده وقتی تاریخنگاران روایت این روزها را بازگو کنند، از پایان محتمل برجام به عنوان آغاز زوال چندجانبهگرایی و ضربهای جدی به همگرایی اروپایی در سیاست خارجی یاد خواهند کرد.
اتحادیه اروپا به یمن برجام به دستآوردهایی در سیاست خارجی نائل شد که تا قبل از آن برای آنها قابل تصور هم نبود. بهویژه برای اتحادیهای که اعتبار آن به عنوان یک بازیگر سیاست خارجی در گذشته و حال مورد شک و تردید بسیاری حتی در داخل محافل اروپایی بود. از این لحاظ، برجام به طور کلی تکانهای قابلتوجه برای چندجانبهگرایی به وجود آورد و از دیدگاه اروپایی، نقطه عطفی جدی در دیپلماسی عدماشاعهای بهویژه با نقش اتحادیه به عنوان هماهنگکننده، محسوب میشود. در ۱۴ ژوئیه شایسته بود که اتحادیه به خاطر نقش هماهنگی کننده در مذاکرات برجام مورد تحسین قرار گیرد، اما باید گفت اجرای برجام که در آن اروپاییها هم نقش هماهنگکننده و هم نقش عضو این توافق را داشتند با موفقیت همراه نبوده است.
صیانت از برجام برای اروپا در حکم پاسداشت ارزشهای اساسیِ سیاست خارجی مندرج در معاهدات پایه و استراتژی عدماشاعهای و امنیتی اتحادیه اروپا است. در پنجمین سالگرد توافق برجام، که شاید تبدیل به آخرین سالگرد آن شود، زمان آن فرا رسیده که یک بار دیگر نقشی را که اروپا (سه کشور عضو و اتحادیه) در توافق هستهای ایفا کرد از نظر بگذرانیم و ببینیم ادامه مسیر کنونی به کجا خواهد انجامید.
