سفر به اعماق انسان و صحنه، نگاهی به چهار اثر شاخص «چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر» 

«چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر»، صحنه گردهمایی جسورانه‌ترین صداها و تجربه‌های بصری سال تئاتر ایران بود. 
07 بهمن 1404

سفر به اعماق انسان و صحنه، نگاهی به چهار اثر شاخص «چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر» 

«چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر»، صحنه گردهمایی جسورانه‌ترین صداها و تجربه‌های بصری سال تئاتر ایران بود. 

در این میان، چهار نمایش نه تنها به دلیل استقبال مخاطب، که به خاطر فرم بی‌پروا و محتوای عمیقشان بیش از سایر آثار برجسته و بحث‌برانگیز شدند. این آثار، هر یک با زبان مخصوص به خود، از روان‌کاوی فرد مدرن تا آموزش هیجان به کودک را سوژه خود قرار دادند و تصویری چندوجهی از دغدغه‌های تئاتر امروز ایران ارائه کردند. 

بجنب مکبث، تراژدی پشت صحنه، جنونی در حین تمرین
نمایش «بجنب مکبث» به کارگردانی مصطفی حمیدی‌فر، با جابجایی هوشمندانه تراژدی شکسپیر از قصرهای اسکاتلند به پشت صحنه‌ای پرتنش، اثری روان‌شناختی و نوآورانه آفرید. این اثر با استفاده از تکنیک «تئاتر در تئاتر»، مرز میان زندگی شخصی بازیگران و نقش‌هایشان در نمایش «مکبث» را محو کرد و فروپاشی یک کارگردان زیر بار فشارهای کاری و روابط پیچیده انسانی را به تصویر کشید. قدرت اصلی نمایش در همین تبدیل قدرت سیاسی به فروپاشی روانی بود. بازی‌ها، به ویژه در نقش اصلی، توانستند سیر نزولی از جاه طلبی تا جنون را با ظرافت اجرا کنند و فضاسازی سرد و پرسایه صحنه نیز به تشدید این حس اضطراب کمک شایانی کرد. با این وجود، پیچیدگی همین فرم، اصلی‌ترین چالش اثر بود؛ چرا که مدیریت ریتم و جلوگیری از سردرگمی مخاطب در لایه‌های واقعیت و خیال، نیازمند مهارتی است که در برخی لحظات به طور کامل محقق نمی‌شد. 

کرشن دو، هزارتوی ذهن در یک حمام خوابگاه
در مقابل، نمایش «کرشن دو» نوشته پویا سعیدی و به کارگردانی فرشید روشنی بر ساختارشکنی و ایجاد تجربه‌ای هزارتوی برای مخاطب استوار بود. رویدادی که در حمام یک خوابگاه دانشجویی آغاز می‌شود، به سرعت به آزمایشگاهی فلسفی تبدیل می‌گردد که قواعد روایی و درک متعارف از زمان و مکان را به چالش می‌کشد. قدرت کارگردان در ایجاد یک تعلیق روانی و حس زوال عقل کنترل‌شده در تماشاگر بود، به طوری که مخاطب همواره در تلاش برای درک آنچه می‌دید، یک گام از اجرا عقب می‌ماند. لحظات بصری درخشان مانند صحنه پایانی با آن سکوت سنگین از نقاط قوت ماندگار این اثر تجربی بودند. اما این جسارت گاه به بهای از دست رفتن انسجام تمام می‌شد؛ بازی برخی بازیگران بیش از حد تلویزیونی و فاقد عمق لازم بود و شروع کند نمایش نتوانسته بود انرژی اولیه لازم را ایجاد کند. پایان‌بندی باز و مدرن اثر نیز به شدت بحث‌برانگیز بود و واکنش‌های مثبت و منفی فراوانی را برانگیخت. 

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *