
پسریال «میراث» که این شبها از شبکه دو سیما در حال پخش است، روایتی درباره یک روحانی جوان است که به یک باره اموال قابل توجهی به او میرسد و صاحب یک کارخانه بزرگ با تعداد زیادی کارگر و کارمند میشود. سریال قصد دارد با استفاده از این فضای روایی اهمیت کارآفرینی و برونرفت از تنگناهای اقتصادی را به تصویر بکشد و در این زمینه تلاش کرده است تا نقش روحانیت را برجسته کند.
همین قصه یک خطی نشان میدهد که این سریال پتانسیل افتادن در دام کلیشههای مرسوم سریالهای تلویزیونی را دارد، اما سعی کرده است در لحن کمی متفاوت باشد و از آنها فاصله بگیرد.
«میراث» علاوه بر قصه محوری، چند داستان موازی دیگر را نیز در دل خود جای داده است که همین موضوع باعث شده است تا روند کلی سریال کمی با چاشنی طنز و لحن شیرین درآمیخته شود و فضایی خانوادگی و دوستانه را ترسیم کند، اما ضعف اصلی سریال چندپاره شدن قصهها و تداوم نداشتن داستان شخصیتهای فرعی در طول روایت است. در بخشهایی از سریال قصهها بعضا رها شدهاند یا ترتیب علت و معلولی در آنها رعایت نشده است و همین موضوع باعث گم شدن خط اصلی داستان و پرش قصه برای مخاطب میشود.
