سروان شهبازی تا آخرین لحظه به فکر نجات همرزمانش بود

چون هر دو دخترمان در بچگی پدرشان را دیر به دیر می‌دیدند، هر وقت جعفر بچه‌ها را بغل می‌کرد آنها با دیدن پدرشان غریبی می‌کردند. یک روز دخترم زهرا که بغل داداشم بود و همسرم آمد بغلش کند، گریه کرد و برادرم با شوخی گفت: «نترس نترس آدم خوبیه باباته.» آنجا همگی زدیم زیرخنده و برای ما یک خاطره ماندگار شد

چون هر دو دخترمان در بچگی پدرشان را دیر به دیر می‌دیدند، هر وقت جعفر بچه‌ها را بغل می‌کرد آنها با دیدن پدرشان غریبی می‌کردند. یک روز دخترم زهرا که بغل داداشم بود و همسرم آمد بغلش کند، گریه کرد و برادرم با شوخی گفت: «نترس نترس آدم خوبیه باباته.» آنجا همگی زدیم زیرخنده و برای ما یک خاطره ماندگار شد

جوان آنلاین: شهید سروان جعفر شهبازی از شهدای کادر نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مصاف با تجاوز امریکا و رژیم‌صهیونیستی است. او متولد سال ۶۲ بود و پس از سال‌ها خدمت در نیروی هوایی نهایتاً با اصابت پرتابه‌های دشمن به پایگاه دوم شکاری تبریز در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به شهادت رسید. از شهید شهبازی دو فرزند دختر به یادگار مانده است که اکنون در نبود پدر دلتنگ او هستند. در گفت‌و‌گو با لیلا معصومی، همسر شهید جعفر شهبازی اندبیلی گذری به زندگی و نحوه شهادتش داشتیم. 

شهید شهبازی قبل از آنکه وارد ارتش شود، چه مشاغلی را تجربه کرده بود؟
همسرم، چون در یک خانواده پرجمعیت ۱۰ نفره خلخالی متولد شده بود و خانواده‌شان از لحاظ اقتصادی چندان قوی نبودند، از کودکی طعم سختی‌های زندگی را چشیده بود. ایشان از ابتدا فرد پرمسئولیتی بود و همانطور که خودش تعریف می‌کرد، تابستان‌ها کار می‌کرد تا خرج تحصیلش را فراهم کند. هیچ‌گاه حاضر نشده بود بار زندگی‌اش را بر دوش دیگران بگذارد. از همان سال‌های نوجوانی لقمه حلال برایش مهم بود و اصل محسوب می‌شد؛ اصلی که تا پایان عمرش از آن کوتاه نیامد. همسرم در سن نوجوانی در شغل نانوایی کنار پدرش کار و چانه‌های نان را با دقت وزن می‌کرد تا ذره‌ای در وزن نان کم نشود. از همان نوجوانی باور داشت کوتاهی‌کردن در حق مردم T انسان را بدهکار می‌کند. همان دقت و ریزه‌کاری‌هایی که در رفتارش داشت بعد‌ها در تمام ابعاد زندگی‌اش نمایان شد. 

همسرتان چه سالی به استخدام ارتش درآمده بود؟
نهم مرداد سال ۱۳۷۸ شهید استخدام ارتش شده بود و نظم و وجدان کاری برایش اهمیت زیادی داشت. البته ایشان در کنار کار نظامی‌اش شغل‌های زیادی مانند میوه‌فروشی و دکوراسیون داخلی را هم تجربه کرده بود و برای یادگرفتن این حرفه دکوراسیون‌های زیادی را در بندرعباس کشیده بود تا یاد بگیرد. 
چون شهید در ابتدا محل کارش پایگاه هوایی شهید فکوری تبریز بود، مجبور شدیم یک‌سال بعد از ازدواج‌مان در تبریز زندگی کنیم و هشت سال نیز مأموریت کاری ایشان در بندرعباس بود. در سال ۱۳۹۶ دوباره زندگی ما با داشتن دو فرزند به تبریز برگشت. شهادت جعفر در پایگاه هوایی شهید فکوری تبریز رقم خورد. 

در مدت زندگی مشترک با شهید ایشان را چگونه فردی دیدید؟ 
شهید انسانی خوش‌قلب و مؤمن و مردم‌دار بود و دوست نداشت کسی از دستش ناراحت شود و اگر دلخوری بین کسی پیش می‌آمد، حتی اگر خودش مقصر نبود، پیش‌قدم می‌شد و از آن طرف دلجویی می‌کرد. کینه‌ای کسی را به دل نمی‌گرفت و خیلی در اخلاقش صداقت داشت. 
روحیه از خودگذشتگی بسیاری داشت. این روحیه‌اش هم در خانواده و همچنین در محیط کار و اجتماع همیشه همراهش بود. هرکس که با شهید جعفر شهبازی دوست بود یا او را می‌شناخت اولین چیزی که از خصوصیات او در ذهنش مانده، اخلاق و مهربانی او را به زبان می‌آورد. خنده‌های گرم و صمیمی با همه داشت و هر کسی که با ایشان در رفت‌و‌آمد بود از صداقتش صحبت می‌کرد. این ویژگی‌های خلق و خوی شهید موجب شد نه تنها در خانواده، بلکه در میان دوستان و همکارانش الگویی ماندگار باقی بماند. به نظر من همین خصوصیات درجه شهادت را بر ایشان رقم زد و نشان داد، انسان واقعی کسی است که آرامش و راحتی دیگران را بر زندگی خود مقدم بداند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *