سرهنگ جاسم به همراه گردانش اسیر شد

عراقی‌ها از کله‌قندی پایین آمده بودند و نیرو‌های خودی نمی‌دانستند، ولی به‌محض اینکه نیرو‌های لشکر ۲۷ بالای کله‌قندی رسیدند و گفتند کسی روی ارتفاع نیست، متوجه قضیه شدیم. به نیرو‌های تیپ ۲۱ امام‌رضا (ع) گفتند پدافندتان را رو به عقب بگذارید، عراقی‌ها می‌خواهند از پشت به شما حمله کنند. بچه‌های تیپ امام‌رضا (ع) آماده شدند و خیلی کشته و تلفات از دشمن گرفتند

عراقی‌ها از کله‌قندی پایین آمده بودند و نیرو‌های خودی نمی‌دانستند، ولی به‌محض اینکه نیرو‌های لشکر ۲۷ بالای کله‌قندی رسیدند و گفتند کسی روی ارتفاع نیست، متوجه قضیه شدیم. به نیرو‌های تیپ ۲۱ امام‌رضا (ع) گفتند پدافندتان را رو به عقب بگذارید، عراقی‌ها می‌خواهند از پشت به شما حمله کنند. بچه‌های تیپ امام‌رضا (ع) آماده شدند و خیلی کشته و تلفات از دشمن گرفتند

جوان آنلاین:  عملیات والفجر ۳ در مرداد ۱۳۶۲ حدود دو هفته انجام گرفت. در این عملیات قرار بود شهر مهران از زیر دید و تیر مستقیم دشمن آزاد شود. لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) و لشکر ۳۱ عاشورا از جمله یگان‌های شرکت‌کننده در این عملیات بودند. متنی که پیش‌رو دارید، خاطراتی از عملیات والفجر ۳ به روایت محمود چهارباغی از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس است. این خاطرات در کتاب تاریخ شفاهی دفاع‌مقدس (توپخانه سپاه) آمده است. 

عملیات بمو

لشکر ۲۷حضرت‌رسول (ص) در عملیات والفجر۳ در احتیاط بود و مأموریتش برای عملیات دیگری در ارتفاعات بمو بود. لشکر ۳۱ عاشورا و لشکر ۲۷ حضرت‌رسول (ص) می‌خواستند یک عملیاتی بر ارتفاعات بمو در شمال دشت‌ذهاب انجام بدهند. آنجا را داشتند، شناسایی می‌کردند. عملیات «بَمو» اصلاً قرار بود همزمان با عملیات «والفجر ۳» انجام شود؛ بنابراین لشکر ۲۷ حضرت‌رسول (ص) در پادگان الله‌اکبر بود و در مرحله اول عملیات والفجر نبود. وقتی ماجرای کله‌قندی پیش‌آمد، گفتند که یکی دو گردان از لشکر ۲۷ بیایند مسئله کله‌قندی را حل کنند. 

اینجا کسی نیست!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *