سرمایهی اجتماعی ما قلوب زنده و بیدارشدهی تمامی آحاد جامعه است. سرمایهی جغرافیایی ما تمامیتارضی و تنگههرمز است. سرمایهی تاریخی ما استمرار «اثبات انقلاب» در چهلوچهارمین سالروز اثبات قبلی یعنی سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر است. اگر در حفظ اینها بکوشیم، نام ایران را برای همیشه جاودان خواهیم کرد | همین صفحه
جوان آنلاین: اکنون در سوم خرداد ۱۴۰۵ و در هشتادوششمین روز جنگ هر روز بیشتر از گذشته بسا کسان به یک جمعبندی کلی میرسند: این جنگ برای ملت ایران و رهبری جدید سرمایهای عظیم و میراثی بینظیر باقی میگذارد (و همینحالا باقیگذاشته است) که هدیهای بینظیر از جانب رهبر شهید بود و نیز ثمرهی مقاومت ملتی که سه نسل مقابل دشمن ایستادند و تحریم و تورم و ترور و تنفر خصم خونی را تحمل کردند. نگاه کنید به خیل انبوه نوشتههای کسانی که دیروز چه مینوشتند و چه دغدغههایی داشتند و امروز چه مینویسند و چهها در سر دارند. شوری در سر و سینه ملت و نخبگانشان افتاده است.
پیش از این جنگ، گفتمان و جدالهای سیاسی در ایران به شکلی پیش میرفت که اگر کسی میخواست تحلیلی راهبردی از جنگ و صلح بدهد، باید بسیار مواظب میبود تا متهم نشود که «امریکا را دستکم گرفتهای» یا «بستن تنگه و ایستادگی مقابل نیروی دریایی عظیم امریکا شوخی است». نوشتهها ملاحظات خاص خود را داشت، زیرا باورها مخدوش بود و ترسها غلبه کرده بود. فراوانی تحلیلگرانی که با اسم مستعار مینوشتند، روزافزون بود، زیرا دنیای پیشروی آنان پیشبینیناپذیر شده بود! هرکس قبل از تحلیل و نوشتن، راه فراری برای خود میجست!
کسانی باور پیدا کرده بودند که یورش تمامعیار امریکا و اسرائیل به ایران یک اراده و تصمیم جهانی است که کل جهان بیکموکاست پشت آن ایستادهاند تا ایران را به هفت بخش قومی تقسیم کنند و پس از کلنگیکردن آن، فرمان همان ویرانهی کلنگی را به دست اسرائیل بدهند.
همین افراد سوگمندانه کار ایران را تمامشده میپنداشتند و خود را برای روزهای سیاه و تاریک که شاید قرنها به طول بینجامد و هرگز ایران رنگ استقلال و عظمت گذشته و حال خود را نبیند، آماده کرده بودند.
