
به گزارش مجله خبری نگار، گاهی لبخند، دقیقهای بعد کمی گریه و حتی صدای آهی که انگار از تهِ دل مخاطب میآید. اینها واکنشهایی است که مخاطبان حین تماشای «سرزمین فرشتهها» اثر بابک خواجهپاشا داشتند؛ اثری شاعرانه با دکوری بینظیر، قصهای حساب شده و لحنی که میتواند هر انسانی با هر عقیدهای را درگیر کند. یک تلاش موفق سینمای ایران در روایت رنج مرده غزه. سینمایی که سالهاست با فهرستی از بدهیهای انباشته روبهروست؛ بدهی به واقعیتهای فعلی جامعه خودمان و حتی انسان امروز. به تجربههای زیسته انسانهایی که در جغرافیای رنج آنسوی مرزها هم غمشان جریان دارد. مثل تجربه قربانی شدن کودک و کودکیهایش زیر سایه جنگ. البته آنقدر از فیلمهای سفارشی در این زمینه گزیده شدیم که هر بار سینمای ما به سراغ چنین موضوعاتی میرود نگران میشویم مبادا باز یک ظرفیت خوب با اثری ضعیف تباه شود. اما «سرزمین فرشتهها» از معدود آثاری است که این بدبینی را به چالش میکشد. فیلمی که بهجای فریاد زدن، روایت میکند؛ بهجای بیانیه، تصویر میسازد و بهجای تحریک گلدرشت احساسات، بر تجربه انسانی تماشاگر تکیه میکند.
