واقعیت این است که ما حاجقاسم را بهعنوان یک نام، قهرمان و اسطوره میشناسیم، اما کمتر در مسیر «حاجقاسم شدن» قدم برمیداریم. اگر از او سخن میگوییم، باید شبیه او نیز زندگی کنیم، نه اینکه فقط به یک نقطه افتخار تبدیل شود. اهمیت واقعی در این است که نسل جدید، در مدرسه، خانواده و محله بتواند با رفتار و عملکرد خود به دیگران تکیه بدهد، گرهی از کارشان باز کند و دردشان را تسکین دهد، این یعنی در مسیر «حاجقاسم شدن» قرار گرفتن
جوان آنلاین: حاجقاسم سلیمانی فراتر از یک نام و یک افتخار، الگویی از پدر بودن، آرمانگرایی و مسئولیت اجتماعی است. در این گفتوگو، حمید بناء، نویسنده سینما و ادبیات پایداری از چرایی ماندگاری این الگو و مسیر «حاجقاسم شدن» در زندگی فردی و اجتماعی میگوید. او در وصف شخصیت سردار دلها حرفها زد و در جایی گفت: «امروز در دنیای غرب میبینیم که آرمانگرایی را مسخره میکنند و تلاش دارند ما را از آرمانهایمان دور کنند، اما چرا چنین کاری میکنند؟ دلیل اصلی این است که آرمان، انسان را میسازد. حاجقاسم نمونهای بارز از آرمانگرایی بود و همیشه در جایی حاضر بود که باید باشد.»
حمید بناء میگوید: «حاجقاسم از مقطعی به بعد، دیگر یک فرمانده نظامی نبود و به تدریج از یک فرمانده صرف، به یک دلسوز، به یک تکیه گاه و به تعبیر دقیق تر، به «پدر» تبدیل شد؛ پدری برای نیروهایش، برای مردمش و حتی برای همه کسانی که در هر نقطهای از دنیا به کمک نیاز داشتند و او میتوانست برایشان خدمتی انجام دهد. برخورد و تصمیمهای او رنگ و بوی پدری داشت. بناء در ادامه گفت: «این تعبیر مسبوق به سابقه است. در فرهنگ دینی ما، بزرگان اصلی دین، یعنی پیامبر (ص) و حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) با همین عنوان معرفی شدهاند. آنجا که میفرمایند: «أنا و علی أبوا هذه الأمة»: «من و علی، پدران این امت هستیم.» کسانی که میخواهند به راه این بزرگواران تأسی کنند، باید بتوانند این هویت و ماهیت «پدر بودن برای جامعه» را در خود شکل دهند.»
پدری برای میلیونها انسان
این نویسنده در توضیح مفهوم پدر یعنی پشت و پناه و تکیهگاه در مسیر رشد فرزندان میافزاید: «وقتی یک فرمانده یا یک شخصیت بزرگ در چنین جایگاهی قرار میگیرد و میسوزد تا جامعهاش را روشن نگه دارد و نبض زندگی در جامعهاش بتپد، همه زندگیاش را فدا میکند تا جامعهاش در امنیت، آرامش و آسایش زندگی کند و این در حاجقاسم دیده شد چراکه کافی است نگاهی به سیر زندگی حاجقاسم بیندازیم. قطعاً حاجقاسم دوست داشت کنار فرزندانش، همسرش، پدر و مادرش در آرامش زندگی کند، اما با همه این علاقهها، از این فضا دل میکند و در خطرناکترین نقاط، در خطمقدم دفاع از کشور و امت میایستد. این یعنی او نقش پدر بودن را از محدوده خانواده فراتر میبرد و به سطح جامعه میآورد. او فقط نخواست پدرِ فرزندان خودش باشد، بلکه آماده شد پدری کند برای میلیونها نفر، نه فقط میلیونها ایرانی، بلکه میلیونها انسان در جهان اسلام که به یک تکیهگاه، به یک حامی و به کسی نیاز داشتند؛ همان چیزی که ما از یک پدر انتظار داریم و همان معنایی که پدر در ذهن و دل ما دارد.»
