سردار حاجی‌زاده می‌گفت حاضرم بخشی از پول موشک‌ها را به رسانه‌ها بدهم!

پولدار‌ها و صاحبان صنایع، سیاسیون عالیرتبه و مطرح، نظامیان عالیرتبه بازنشسته، سرآمدان انواع هنرها، سرآمدان سینما، سرآمدان ورزش، استادان دانشگاه، شعرا و نویسنده‌ها و معلمان و روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه‌ها و مجریان معروف تلویزیون. این هشت گروه، گروه‌های مرجع اجتماعی و بازیگران جنگ‌های جدید هستند، یعنی هم ابزار هستند و هم بازیگر. در این جنگ، ترکیبی از طیف نبرد نظامی وجود دارد که از نبرد سخت آغاز می‌شود تا نبرد نرم که جنگ روانی، سایبری، فضای مجازی و شناختی است

پولدار‌ها و صاحبان صنایع، سیاسیون عالیرتبه و مطرح، نظامیان عالیرتبه بازنشسته، سرآمدان انواع هنرها، سرآمدان سینما، سرآمدان ورزش، استادان دانشگاه، شعرا و نویسنده‌ها و معلمان و روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه‌ها و مجریان معروف تلویزیون. این هشت گروه، گروه‌های مرجع اجتماعی و بازیگران جنگ‌های جدید هستند، یعنی هم ابزار هستند و هم بازیگر. در این جنگ، ترکیبی از طیف نبرد نظامی وجود دارد که از نبرد سخت آغاز می‌شود تا نبرد نرم که جنگ روانی، سایبری، فضای مجازی و شناختی است

جوان آنلاین: گفت‌وگوی ما با دکتر داریوش صفرنژاد، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در روز سوم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه وسط هیاهوی پدافند هوایی در دفتر روزنامه صورت گرفت. وقتی این گفت‌و‌گو انجام می‌شد ما هنوز نمی‌دانستیم که سرنوشت این جنگ چه خواهد شد، همچنان که امروز در آتش‌بسی شکننده نه دولت، نه نیرو‌های مسلح و نه رسانه‌ها به اظهارات مقامات اسرائیلی و امریکایی اعتمادی ندارند، با این حال آنچه در این گفت‌و‌گو مورد توجه قرار گرفته توجه به همه ابعاد جنگ پیچیده و ترکیبی است که امروز در متن آن قرار گرفته‌ایم و اگر می‌خواهیم کشتی ایران را به سلامت از میانه امواج سهمگین آن بیرون بیاوریم، ناگزیریم هشیارانه به این ابعاد توجه کنیم. 

تصور می‌کنم رسیدن به یک راهبرد درست در برابر جنگی که اکنون میان ما و اسرائیل و به یک معنا میان ما و اردوگاه غرب درگرفته است، اول از همه مستلزم آن است که مختصات این جنگ و لایه‌های پیدا و پنهان آن را به درستی ببینیم. همین الان (یک‌شنبه ۲۵ خرداد) که من با شما در تحریریه روزنامه و اتاق مصاحبه صحبت می‌کنم، صدای پدافند و شلیک به واضح‌ترین شکل ممکن شنیده می‌شود. خب این یک لایه‌ای از جنگ است که ما می‌بینیم یا می‌شنویم، اما می‌خواهم ببینم صورت کلی‌تر این جنگ که ما را امروز دربرگرفته چیست؟ 
جنگ‌های امروزی در دنیا، جنگ‌های ترکیبی است؛ ترکیبی از راهبردها، صحنه‌ها و عرصه‌های نبرد. سازمان ناتو به عنوان خط مقدم مقابله با جبهه انقلاب اسلامی، پشتیبان اصلی رژیم‌صهیونیستی است (اعضای ناتو، امریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان). شما دیدید در ۲۲ ماه نبرد غزه هم ۲۶ کشوری که رسماً اعلام کردند و در حمایت از رژیم‌صهیونیستی نیرو فرستادند، عمدتاً اعضای ناتو هستند. ناتو بدون اینکه رژیم‌صهیونیستی عضو آن باشد، خود را موظف به دفاع از اسرائیل می‌داند. ناتو از ابتدای ۲۰۲۳ به مدت ۱۰ سال به ۳۲ کشور عضو خودش تکلیف‌تعیین کرده که سازوکار جنگ و دفاع در عرصه ششم را آماده کنند. می‌دانید که عرصه اول زمین است، عرصه دوم دریا، عرصه سوم هوا، عرصه چهارم فضا، عرصه پنجم فضای مجازی و سایبری و عرصه ششم ذهن انسان. تکلیف کرده که نیروی ششم برای جنگ و دفاع در حوزه جنگ شناختی راه بیندازند.
 Cognitive War Force، یعنی در ۱۰ سال پیش رو از ابتدای ۲۰۲۳ تمامی اعضا وظیفه دارند ساختار را بازمهندسی و تمام داشته‌های خودشان از نیروی انسانی تا ساختمان‌ها را با یک بازمهندسی حساب شده مهیای شکل‌گیری نیروی ششم کنند. ۱۰ سال قبل هم تکلیف چه بود؛ راه‌اندازی سازوکار جنگ و دفاع در عرصه پنجم یعنی فضای مجازی. شما دیدید در سه سال آخر این دهه با زدوبند پشت پرده‌ای که ناتو با سازمان بهداشت جهانی انجام داد، درباره کرونا دست به بزرگنمایی زدند و به واسطه وحشتی که از قبل بزرگنمایی کرونا انجام دادند، فضای مجازی را به جزئی از زندگی مردم دنیا بدل کردند، در حالی که تا ۵/۵ سال پیش عمدتاً در کشور‌های غربی حتی افراد برای دسترسی به فضای مجازی باید به سن قانونی می‌رسیدند. این طور نبود که بی‌محابا به فضای مجازی دسترسی داشته باشند، اما در دوران کرونا تمام آموزش‌ها از مقطع پیش‌دبستانی تا دانشگاهی به سمت آموزش‌های مجازی رفت، سمینارها، وبینار شد. ملاقات سران و گردهمایی‌ها ویدئوکنفرانسی شد. همین اتفاق باعث شد بخش قابل توجهی از جمعیت مردم دنیا به فضای مجازی سرازیر شود. الان شما می‌بینید اگر مثلاً کسی بعد از ۲۴ ساعت به فضای مجازی دسترسی پیدا نکند، انگار کاری نکرده است. 

 شما می‌گویید امروز غرب وارد عرصه ششم یا ذهن انسان شده است. در همین چند روز هم می‌بینیم که به موازات همین نبرد چقدر فضاسازی روانی انجام شده است. ابزار‌ها در جنگ شناختی چیست؟
اولین ابزار رسانه است. ما پنج نوع رسانه داریم: دیداری، شنیداری، نوشتاری، سایبری، مجازی و شبکه‌های اجتماعی. دومین ابزار، هوش مصنوعی است. سوم، بازیگران این عرصه هستند؛ گروه‌های مرجع اجتماعی که ما اصطلاحاً به دو قشر این افراد سلبریتی می‌گوییم، اما در واقع همه این گروه‌ها سلبریتی هستند که هشت گروه را در بر می‌گیرند؛ پولدار‌ها و صاحبان صنایع، سیاسیون عالیرتبه و مطرح، نظامیان عالیرتبه بازنشسته، سرآمدان انواع هنرها، سرآمدان سینما، سرآمدان ورزش، استادان دانشگاه، شعرا و نویسنده‌ها و معلمان و روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه‌ها و مجریان معروف تلویزیون. این هشت گروه، گروه‌های مرجع اجتماعی و بازیگران جنگ‌های جدید هستند، یعنی هم ابزار هستند و هم بازیگر. در این جنگ، ترکیبی از طیف نبرد نظامی وجود دارد که از نبرد سخت آغاز می‌شود تا نبرد نرم که جنگ روانی، سایبری، فضای مجازی و شناختی است، البته این وسط، جنگ اقتصادی و حقوق بین‌الملل و جنگ‌های پارتیزانی هم وجود دارد. ما در نبرد اخیرمان با رژیم‌صهیونیستی تمام این طیف‌ها را می‌بینیم، یعنی فقط یک بخش جنگ ما نبرد سخت است. الان- مصاحبه در روز سوم جنگ انجام شده است- رژیم صهیونی تمام عوامل و مزدور‌های خود را در داخل ایران به کار گرفته است. از دوش پرتاب و ریزپرنده‌ها استفاده می‌کنند. خب همه هم ثابت شد، دیدید که نیروی انتظامی و سپاه اطلاعیه داد. وزارت اطلاعات اطلاعیه داد. در کنار این نبرد، نبرد‌های رسانه‌ای شروع شده است و فیلم‌ها، عکس‌ها و خبر‌های فیک را روانه شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی می‌کنند یا مثلاً با یک دوش پرتاب، یک منبع انرژی را می‌زنند و بعد به دروغ در رسانه می‌گویند ما با موشک یا F۳۵ زدیم. پس ترکیب اینها باهم نبرد ما را تشکیل می‌دهد. واضح است که در این نبرد‌های ترکیبی، چهار عرصه نبرد- زمین، دریا، هوا و فضا- سخت است و دو عرصه نرم: فضای سایبر و ذهن انسان، یعنی باز هنوز غلبه با آن عناصر جنگ سخت است، اما گرایش و هجمه بیشتر در عرصه نرم صورت می‌گیرد. در عرصه جنگ نرم، رسانه، هوش مصنوعی و گروه‌های مرجع تأثیرگذار هستند، با این همه پایه همه اینها مردم است. 

 یعنی استخوان‌بندی این سه حوزه هم در نهایت به وفاق ختم می‌شود؟
بله، در دنیا به دیپلماسی مردم‌محور، دیپلماسی عمومی می‌گویند. الان در تمام وزارت خارجه‌های دنیا مجموعه‌ای را تا رده معاونت تعریف کرده‌اند به نام دیپلماسی عمومی، حتی سخنگو‌های وزارت خارجه‌ها را در دنیا در اکثر کشور‌ها به این مرکز وصل کرده‌اند. ارتباط با افکار عمومی، با رسانه، با شبکه‌های اجتماعی و تمام ابزار‌هایی که می‌تواند در ارتباط با مردم باشد. حالا در این دیپلماسی عمومی از ابزار‌های دیگر هم استفاده می‌کنند، مثل آموزش زبان، ارتباطات فرهنگی، گردشگری و توریسم؛ هر چیزی که بتواند حلقه وصل مردم باهم باشد. در واقع دیپلماسی عمومی دو پایه دارد. یک پایه بحث قدرت نرم است که دو تئوریسین معروف دارد که غربی هستند به نام جین شارپ و ژوزف نای. این دو می‌گویند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که ما دیدیم آیت‌الله خمینی، از مردم قدرت ساخت. حرف آنها این است که قبل از امام، ماهاتما گاندی این کار را در هند کرده بود، اما کار امام مؤثرتر و بزرگ‌تر بود، چون از مردم قدرت ساخت، بنابراین ما به فکر این افتادیم که تئوری قدرت نرم را مطرح کنیم. پایه دوم نظریه، سورمینگ است. سورمینگ یعنی حرکات هماهنگ یکسری اجزای ریز که در نهایت به شکل بزرگی مفهوم می‌دهد مثل حرکت پرنده‌ها روی هوا که نقشی را ترسیم می‌کنند یا حرکت ماهی‌های ریز در آب که شکل و رفتاری را به واسطه هارمونی و مدیریت اجزا پدید می‌آورند. این همان کاری است که امام انجام داد و توانست اجزای مردم را در کنار هم قرار دهد و تبدیل به قدرت کند. جی شارپ و ژوزف نای بعد از نقش‌آفرینی امام به این فکر افتادند و مقوله‌ای به نام «مردم به مثابه قدرت» را در تئوری‌های روابط بین‌الملل و حتی حوزه  سیاست- سیاست داخلی و سیاست خارجی- شکل دادند. الان ترکیب قدرت سخت را در کنار قدرت نرم قرار داده و گفته‌اند قدرت هوشمند. ترکیب جنگ سخت را در کنار جنگ نرم قرار داده و گفته‌اند جنگ ترکیبی یا هیبریدی. الان هر کدام از این مفاهیم، هم در حوزه‌های استراتژیک و راهبردی دارای تئوری است و هم صحنه‌های بین‌الملل و منطقه‌ای و حتی داخل کشورها. حالا می‌گویند یک حزب سیاسی و رجل سیاسی موفق کسی است که بتواند از همه این حوزه‌ها در جای خود استفاده کند. امام (ره) بدون اینکه جایی آموزشی دیده باشد، بدون اینکه حزبی داشته باشد، با استخراج آموزه‌های الهی و قرآنی- امام ۸۳ سال پیش کتابی نوشته‌اند که بن ریشه انقلاب اسلامی را در آن آورده‌اند که تماماً ریشه‌های قرآنی دارد- به فضایی شکل دادند که بعد‌ها نظریه‌پرداز‌های غربی متوجه لایه‌های آن شدند و تئوریزه‌اش کردند، هم در بحث قدرت نرم و هم در بحث سورمینگ یعنی مدیریت اجزا برای مفهوم بخشیدن به رفتار اجزا. در قدم‌های بعد آمدند در دنیا گفتند حالا ما می‌خواهیم رابطه بین دو کشور را برقرار کنیم. در گذشته قاعده این بود که استعمارگران دنیا می‌رفتند در دنیا آدم یا طبقه الیت یا الیگارشی را سر کار می‌آوردند و تمام سرمایه‌گذاری خود را بر آن فرد یا طبقه حاکم اعمال می‌کردند، اما اشکال کار اینجا بود که بعد از یک مدت این فرد یا طبقه حاکم زمین می‌خورد و تمام سرمایه‌ها از بین می‌رفت. اینها آمدند گفتند به جای سرمایه‌گذاری بر فرد یا طبقه بیاییم رابطه اجزا را باهم برقرار کنیم: مردم با مردم، بنابراین به سورمینگ معنا دادند و دیپلماسی عمومی مأموریت رسمی وزارت خارجه‌ها و برخی ارگان‌های دیگر در دنیا شد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *