در این مطلب مجموعه ای از جملات و سخنان بزرگان درمورد یادگیری و علم و دانش را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. امیدواریم که مورد توجه شما قرار بگیرند.
شناخت و آگاهی به شرایط، به کردار درست میانجامد و کردار درست، بدون داشتن شناخت و دانش، ناممکن است.
یاد دادن یادگیری دوباره است.
طوری زندگی کنید که انگار فردا قرار است بمیرید و طوری یاد بگیرید که انگار برای همیشه زنده خواهید ماند.
به دنیا نیامدن بهتر از آموزش نیافتن و نادان ماندن است؛
زیرا جهالت، ریشه همه بدبختی ها است.
داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.
مشکلات ما را متوقف نمیکنند، بلکه به ما آموزش میدهند.
مهم نیست که انسان چه اندازه می داند، چه چیز کسب کرده و چگونه پرورش یافته، مهم این است که دانسته خود را چگونه بکار می برد، خودش چیست و چه می تواند بکند.
من شخصا همیشه آماده یادگیری هستم، اگرچه دوست ندارم همیشه تحت تعلیم باشم.
از کسی که نمی داند که نمی داند، دوری کن، به کسی که نمی داند و می داند که نمی اند، تعلیم بده، کسی را که می داند و نمی داند که می داند، روشن کن و از کسی که می داند و می داند که می داند پیروی کن.
آموزش احمقها به همان اندازه بی نتیجه است که بخواهیم با صابون، ذغال را سفید کنیم.
هر کس باید باغ خود را پرورش دهد.
فرزندان ما همان گونه می شوند که تربیت شده اند.
علم زیباست وقتی هزینه گذران زندگی از آن تامین نشود.
اگر نتوانید موضوعی را به سادگی توضیح دهید، در حقیقت آن موضوع را درست نفهمیده اید.
هنر عالی معلم ترغیب لذت در بیان خلاق و دانش است.
علم، هیچ وقت یک مسئله را بدون ایجاد 10 ها مسئله دیگر، حل نمی کند!
زن و فرزندان خود را از کسب دانش و پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی.
دانش امروز، فناوری فرداست.
اشتیاقتان برای یادگیری را توسعه دهید، تا هرگز در راه رشد و تعالی متوقف نشوید.
لذتی که از علم و دانش حاصل می شود بالاترین لذت ها است
نخستین انگیزه یک دانشمند برای کشف، کنجکاوی و میل به رسیدن به حقیقت است.
دانشی که همراه با اجبار کسب شود در ذهن نمیماند.
علم، سرگرمی است؛ کنجکاوی است. همه ما، کنجکاوی غریزی داریم. علم، روند جستجوی چیزهاست.
علم یعنی ایجاد سوال و پیدا کردن یک روش برای آن… علم یعنی کاوش…
در طبیعت و اخلاق انسان هیچ ضعف و انحرافی نیست که با آموزش مناسب درست نشود.
دانش ، میراثی گرانبها و آداب ، زیورهای همیشه تازه و اندیشه ، آیینه ای شفاف است.
نادان کسی است که آموزش را حقیر بشمارد.
در زندگی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، بلکه باید درک شود.
هرگز اجازه ندهید آموزش و پرورش رسمی، راه اصلی یادگیری شما شود.
سرانجام ما بخشی از مطالعاتمان را که عملا انجام داده ایم را حفظ میکنیم.
«تا در کسب دانش و هنر هم چشمی و رقابت نورزید، بزرگ و باارزش نمیشوید.»
کسی که هرگز به مدرسه نرفته است، ممکن است از واگن باری سرقت کند، اما اگر او دارای تحصیلات دانشگاهی باشد، ممکن است همه راه آهن را سرقت کند.
دانش ما کُره ای است که هرچه گسترش می یابد، به همان نسبت درمی یابیم که کدام چیزها را نمی دانیم.
دانستنی های کهنه را به کار بردن و از روی آن دانستنی های تازه ای به دست آوردن از اصول عمده ی آموزش است، هر که این کار را انجام دهد می توان او را آموزگار نامید.
علم، دانش سازمان یافته است و خِرد، زندگی سازمان یافته!
خیر دنیا و آخرت با دانش است و شرّ دنیا و آخرت با نادانى.
هدف نهایی از آموزش و پرورش، آموختن روش درست بهره گیری از اوقات فراغت است.
سعی کنید چیزی در مورد همه چیز و همه چیز را در مورد چیزی یاد بگیرید.
ما چیزهایی را آموزش می دهیم که می دانیم، ما مانند خودمان را بازسازی می کنیم. گندم از گندم بروید، جو ز جو.
ریشه های آموزش تلخ، اما میوه هایش شیرین است.
آموزش انسانها بدون اصول اخلاقی، تهدیدی برای جامعه است.
دیدن زیاد، درد و رنج زیاد و مطالعه زیاد سه ستون یادگیری هستند.
پیشرفت علم، باید با هدف بهبود زندگی بشر انجام گیرد.
دانسته هایتان را مانند یک ساعت مچی در دست کنید، نه صرفا به این خاطر که نشان دهید آن را دارید. بلکه به این خاطر که اگر کسی از شما ساعت را پرسید، برایش بگویید.
نه تنها کسب دانش
بلکه تکرار نیز
مادر تعلیم و تربیت است
انسان نادان در دوردست ها به دنبال شادی می گردد، اما انسان دانا آن را در زیر پاهای خود پرورش می دهد.
آنچه به روح آرامش میبخشد همانا علم است و بس.
هیچ وقت نباید کسی را به دلیل عملش تحقیر و یا به جهت کاری که کرده توبیخ کنیم. چون او در محیطی رشد کرده که مقتضیات تربیتی و محیط و عادتهای اکتسابی و ارثی خود را داشته است.
علم، به خوبی می تواند جواب «چگونگی ها» را بدهد؛ اما از پاسخ دادن به «چرایی ها» عاجز است!
دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست.
برای پرورش حقیقی در ادبیات باستانی مطلقاً لازم است که فرد چند بُعدی باشد و دیدگاه های مختلفی را بکار گیرد.
توانا بود هرکه دانا بود
به دانش دل پیر برنا بود
تنها چیزی که در یادگیری من تداخل ایجاد میکند، تحصیلاتم است.
علم و دانش کلیدی است که تمام درها با آن باز می شود
تا زمانی که زندگی میکنید، یاد بگیرید که چگونه زندگی کنید.
هر پیشرفت بزرگی در علم، حاصل جسارت برای تخیلی جدید بوده است!
“جان دیویی”
همه آنچه ارزش دانستن دارد، آموزش دادنی نیست.
هر کس درب مدرسه ای را باز کند، درب زندانی را بسته است.
اگر آموزش چیزی را پیش از پنج سالگی آغاز کنید و با وقار و آرامش فراوان آن را به گونه ای مداوم تکرار کنید برای ابد در ذهنتان باقی خواهد ماند. زیرا در مورد انسانها هم بسان حیوانات، آموزش تنها آنگاه با موفقیت همراه است که از دوران کودکی آغاز شود.
«آنچه مغز و قلب را از آلایش پاک میکند، فقط دانش است؛ مابقی بیدانشی است.»
اگر یک سال، ثمر از کاری خواستی گندم بکار و اگر دو سال خواستی درخت بکار و اگر صد سال ثمر خواستی مردم را تربیت کن.
لذتی که از علم حاصل می شود بی آلایش است
دانشمند کسی است که از بررسی ها و تجربه های خود، حدس ها و قیاس هایی [ =سنجش ] بدست آورد که دارای روابط همیشگی و ثابت از نظر فنون (حوادث حسی) باشند.
همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان گردد مگر علم و دانش که هرچه بیشتر شود عزیزتر باشد
هوش و استعداد خود را پرورش بده، اما نه از راه مطالعه صرف، بلکه با تفکر توام با عمل. تمایل بیشتر دانشمندان به مطالعه شبیه تلمبه است؛ خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند؛ هرکس زیاد مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر [ خود ] را از دست می دهد.
دانش، ساخته و پرداختهی بشر و دلبستگیها و کار و کردارهای اوست.
از تمام صفاتی که برای پرورش جسم و جان شما سودمند است، هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.
«اگر دانش را بهخاطر کسب درآمد فرا میگیرید بهحق آنهائی که بهخاطر خود، علم و دانش اندوختهاند تجاوز کردهاید.»
همه چیز به لحاظ تئوری غیر ممکن است، تا رمانی که انجام شود!
دانش روشنى بخش اندیشه است.
شما به طور ناگهانی چیزی را درک میکنید که در تمام زندگی خود آن را درک میکردید، اما اینبار با راهی جدید. این همان یادگیری است.
زینت انسان سه چیز است :
علم. محبت. آزادی
به همان اندازه که زنده از مرده متفاوت است، تحصیل کرده از بی سواد متفاوت است.
مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است، خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.
تخیل مهمتر از دانش است. علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می گیرد.
آموزش توانسته است جمعیت فراوانی را باسواد کند، اما نتوانسته به آنها بگوید که بخوانند.
علم، بیش از آنکه حجم زیادی از دانش باشد، اندیشه است!
