سخنان ناب لئو تولستوی نویسنده اهل روسیه را با جملات قشنگ و آموزنده در ادامه بخوانید.
هیچ چیز قوی تر از صبر و زمان نیست و همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند به موقع اتفاق میافتد.
برای عمل کردن بدن انسان
اما برای عمل کردن روح انسان
انسان میتواند بدون کشتن حیوانات برای غذا زندگی کند و سالم بماند؛ بنابراین، اگر او گوشت بخورد، زندگی حیوانات را تنها بخاطر اشتنهای خود از آن ها می گیرد.
بهترین دانش دانشی است که منجر به راهنمایی شما در زندگی شود.
تنها معنای زندگی، خدمت کردن به بشریت است.
اگر می خواهی شاد باشی، شاد باش.
هیچکس از وضع و روزگار خود راضی نیست
اما همه کس از عقل و خرد خود رضایت دارند.
سرچشمهی همهی عیبهای آدمی دو چیز است: یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد: یکی کار و دیگری خرد.
همه می خواهند بشریت را تغیر دهند، اما هیچ کس به تغییر دادن خویش نمی اندیشد.
همهی خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند؛ اما هر خانوادهی نگونبختی به شیوهی خاص خود نگونبخت است.
یکی از اولین شرایط شادمانی اینست که ارتباط بین انسان و طبیعت نباید قطع شود.
برای مردم غمگین زندگی در شهر آسانتر است.
خیلی وقت پیش تبدیل به خاک شده است .
گفتن اینکه شما می توانید در بقیه زندگی تان کسی را دوست داشته باشید، مانند گفتن این است که تا زمانی که زنده اید مانند شمعی خواهید سوخت.
هیچ عظمتی در صورت نبود سادگی، نیکی و حقیقت وجود ندارد.
تنها هدف زندگی . رسیدن به سعادت و کسب لذت است
بخشش . صلیب . فداکاری . همه در راستای رسیدن به لذت و خوشحالی قرار گرفته اند.
سعادت را می توان در اِزای درد و خستگی . ارزان به دست آورد.
آدمی تا زمانی که سختیهایش را میفهمد، «زنده» است…
جنگ چنان بی عدالتی است که همه آن هایی که آن را به راه میاندازند
میبایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.
آدم ها . اول جوان ها را با وجود این که همدیگر را دوست ندارند . به عقدِ هم درمی آورند
آخر چطور می توان با کسی زندگی کرد بدون این که عاشق اش بود ؟
اگر همواره در فکر کمال باشی، هیچگاه به رضایت نخواهی رسید.
وقتی کارفرما می دزدد
سخت ترین و ارزشمند ترین چیز ها این است که کسی در رنج هایش ، در رنج های ناخواسته اش ، عاشق این زندگی باشد…
دوست داشتن . رحمت است ؛ مورد محبت واقع شدن . خوشبختی است.
تصور این موضوع که سرنوشت بشر می تواند با تدابیر عقلانی . تغییر مسیر یابد
زندگی را به معنی واقعی ناممکن می سازد.
عشق ورزیدن کافیست . آن گاه همه چیز لذت بخش است.
تا زمانی که عاشق نشدهایم، در خواب به سر میبریم.
کسی که اعتقاد دارد
همانند کسـی است که
حقیقت، مانند طلا است، آنرا نمیتوان به دست آورد جز با زدودن ناپاکیها.
«هیچ پدیدهای تحت تأثیرِ سنتگرایی، بهاندازه قلمرو هنر آسیب پذیر نیست.»
این داستان عشق مثل مخملک است .
وقتی گرفتی خیالت راحت میشود.
به هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی
آن عصای جادوئی به من واگذار شده . این منم که باید چگونگی استفاده از آن را بدانم.
قدرت از آنِ خلقی است که کار می کند و اگر تاکنون از قید یوغ اسارت رهایی نیافته
بیدار کردن او ضرورتیست بنیادین و مبرم.
مهم ترین زمان اکنون است…
هر اندازه بر این باور باشیم که دیگران میتوانند زندگیمان را بهبود ببخشند ، به همان اندازه بهبود در زندگی دیر تر اتفاق میافتد.
ما بازنده ایم چون به خود تلقین میکنیم که بازنده میشویم.
تنها امری که انسان میتواند به طور قطع از آن مطمئن باشد، بیمعنا بودن زندگی است.
مالکیت زمین از اهمیت خاصی برخوردار است
آنگاه می توان آزادی ِ پایدار را تضمین کرد.
«یک گلولهٔ برف را نمیتوان به یک لحظه آب کرد. حدّ زمانیِ معینی هست که هرقدر هم که بر مقدار حرارت بیفزاییم برف تندتر از آن آب نمیشود. به عکس، هر قدر بر مقدار حرارت افزوده شود برف باقیمانده سختتر میشود.»
کسی از دانش خود برخوردار می شود که به دانش خود عمل کند.
هر کس با دید خودش زندگی میکند. تو برای خودت زندگی میکردی و میگویی که چیزی نمانده بود که زندگیت تباه شود، و خوشبختی را وقتی شناختی که شروع کردی برای دیگران زندگی کنی، ولی کار من درست عکس این بود.
این که آدم ها ادعا می کنند که به هنگام خشمگینی از اعمال خود بی خبرند
اشتیاق و هیجان درونی . غریزه ایست انسانی.
موسیقی . تند نویسیِ احساسات است.
«هنگام مطالعه، بهدقت میتوان اندیشید.»
شادی تنها زمانی می تواند واقعی باشد که مردم به زندگی خود معطوف شده و یک هدف مشخص در زندگی خود داشته باشند و به دنبال خوشبختی خود باشند.
فرض کن زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن دیگر می شوی
فرق انسان و سگ در آن است که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.
تا زمانی که کشتارگاهها وجود داشته باشند، همواره میدان جنگ نیز وجود خواهد داشت.
این حرف ها تازگی ها مد شده است. یک زن بیش از هرچیز باید بترسد و مطیع باشد.
هرآنچه به ژرفنا سقوط کند . تا مرز شفافیت قابل وضوح است.
زمانی که بخواهید
متوجه خواهید شد
اگر میخواهی شخصیت واقعی یک انسان را بشناسی به حرف های دیگران که درباره او میزنند توجه نکن ، ببین که او درباره دیگران چطور صحبت میکند.
افزون طلبی و لجام گسیختگی به عرصه پدیده هائی مانند رابطه طبیعی . گام نمی نهد
لجام گسیختگی بدین معناست که مردی در ارتباط طبیعی خود با همسرش . تمام روابط اخلاقی را زیر پا گذارد
عشــق و دلتنگے
انگار بازوهایت را قطع کرده اند…!
اشتباه از بین نمیرود زیرا اکثریت در آن سهیم هستند.
«هرجا که محتوا وجود داشته باشد، اشکال نیز خود به خود آن را دربر میگیرند.»
مردان بلند نام و با آوازه هرگز نمی میرند، زیرا گورشان قلوب نسل های آینده است.
موسیقی سبب میشود موقعیت واقعی را فراموش کنم… موسیقی من را به حالتی منتقل میکند که گویی از آنِ خودم نیست.
مردم جاهل و توده های نا آگاه مشمئز کننده و منفورند ، آن ها به سان گرگ هایی هستند که فقط با گوشت میتوان آن ها را ساکت کرد.
محبت همه چیز را شکست میدهد و خود شکست نمیخورد.
بدون دانستن اینکه من چه هستم و چرا اینجا هستم، زندگی غیر ممکن است.
بشر تا زمانی که زندگی را به عنوان چیزی مقدس باور نداشته باشد و به همنوعان خود به چشم برادر نگاه نکند، زندگی دیگران را تباه خواهد کرد.
این ادعا که حکومت نماینده مردم است
انسان نمی تواند به تنهائی و برای خود زندگی کند . این مرگ است نه زندگی.
همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق میافتد.
وقتی کسی را دوست دارید او را به خاطر آن چه که هست دوست بدارید ، نه آن چه که دوست دارید باشد …
«انضباط، برای فاتحان ضروری است.»
در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانیش آن را پذیرفته اند.
