
مه لقا احمدی که برای فارغ شدن دختر باردارش مریم در بیمارستان به انتظار نشسته است خاطرات خود را در سال ۶۴ هنگام به دنیا آمدن مریم و نبودن همسر شهیدش مرور میکند .در مرور این خاطرات همسر شهید او به زمان حال میآید که این موضوع سرآغاز اتفاقات جدید و بسیار جالبی در فیلم میشود .
